تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
موقوف كرده . و شركاى او را به طلب فرستاده آنچ متاع شريك « 1 » او بوده است به رمّت « 2 » به خدمت آورده‌اند . و چندانچ الحاح « 3 » كرده‌اند و بهاى جامه‌ها پرسيده هيچ قيمت نكرده‌اند و گفته كه ما اين جامه‌ها را به نام خان آورده‌ايم . سخن ايشان به محلّ قبول و به سمع رضا رسيد و فرمود تا هر جامهء زر را يك بالش زر بداده‌اند و هر دو كرباس و زندنيجى را بالشى نقره . و شريك ايشان احمد را بازخوانده و به همين نسبت جامه‌هاى او را نيز بها داده و در باب ايشان اعزاز و اكرام فرموده . و در آن وقت مسلمانان را به نظر احترام مىنگريسته‌اند و جهت احتشام « 4 » و تيمّن « 5 » را خرگاههاى « 6 » پاكيزه از نمد سپيد برمىداشته‌اند « 7 » و اكنون سبب تهمت يكديگر و معايب اخلاق ديگر چنين خويش را خوار و خلق « 8 » كرده‌اند . و به وقت مراجعت ايشان پسران و نوينان « 9 » و امرا را فرمود تا هركس از اقوام خويش دو سه كس مرتّب كنند و سرمايه بالش زر و نقره دهند تا با اين جماعت به ولايت سلطان « 10 » روند و تجارت كنند و طرايف « 11 » و نفايس « 12 » حاصل گردانند . امتثال فرمان به جاى آورده‌اند و هركس از قوم خود يك‌دو شخص را روان كرده چهارصد و پنجاه مسلمان مجتمع شد . چنگز خان به سلطان پيغام داد كه : « تجّار آن طرف به جانب ما آمدند ؛ ايشان را بر آن منوال كه استماع خواهد كرد بازگردانيديم و ما نيز جمعى را در مصاحبت ايشان متوجّه آن ديار گردانيديم تا طرايف آن طرف را حاصل كنند و بعد اليوم « 13 » موادّ مشوّشات خواطر به سبب اصلاح ذات البين « 14 » و وفاق جانبين منحسم « 15 » و امداد « 16 » فساد و عناد منصرم « 17 » باشد . » چون جماعت تجّار به شهر اترار رسيدند امير آن اينال‌جق بود ؛ يكى از اقارب مادر سلطان - تركان خاتون - كه لقب غاير خان يافته بود « 18 » . و از جماعت بازرگانان ،
هامش
( 1 ) - ظاهرا صواب « شركاى » است . ( 2 ) - به رمّت : به تمامى . ( 3 ) - الحاح : اصرار . ( 4 ) - احتشام : حرمت نهادن . ( 5 ) - تيمّن : تبرّك جستن . ( 6 ) - خرگاه : خيمه بزرگ . ( 7 ) - معنى جمله : در آن زمان با نظر احترام به مسلمانان مىنگريستند و جهت احترام و تبرّك‌جويى براى اقامت آن‌ها خيمه‌هاى بزرگ و مرغوب از نمد سپيد برپامىكرده‌اند . ( 8 ) - خلق : رسوا ، زبون . ( 9 ) - نوين : شاهزاده ، امير . ( 10 ) - سلطان : سلطان محمد خوارزمشاه . ( 11 ) - طرايف : طرفه‌ها ، چيزهاى نادر . ( 12 ) - نفايس : چيزهاى نفيس . ( 13 ) - بعد اليوم : بعد از امروز . ( 14 ) - اصلاح ذات البين : اصلاح ميان دو كس يا دو گروه . ( 15 ) - منحسم : بريده‌شده . ( 16 ) - امداد : مددها ، فوج‌هايى كه از پى هم درآيند . ( 17 ) - منصرم : بريده‌شده . ( 18 ) - معنى جمله : امير اترار يكى از نزديكان مادر سلطان محمد ( يعنى تركان خاتون ) به نام اينال‌جق بود كه لقب غاير خان يافته بود .
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 167 | عطا ملك جوينى