تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
و سقناق تكين را هم تربيت فرمود و بر قرار ، حكم الماليغ برو مقرّر داشت . به وقت بازگشتن در راه به جوار حقّ رسيد . پسر او قائم‌مقام پدر شد در شهور سنهء احدى [ و ] خمسين و ستّمائة « 1 » .

ذكر سبب قصد ممالك سلطان

در آخر عهد دولت او « 2 » سكون و فراغت و امن و دعت « 3 » به نهايت انجاميده بود و تمتّع و ترفّه به غايت كشيده و راه‌ها ايمن و فتنه‌ها ساكن شده چنانك در منتهاى مغرب و مبتداى مشرق اگر نفعى و سودى نشان دادندى بازرگانان روى بدان نهادندى . و چون مغولان را مستقرّ ، خود هيچ شهر نبودست « 4 » و تجّار و آيندگان را پيش ايشان آمد شدى نبود ملبوس و مفروش نزديك ايشان غلائى « 5 » تمام داشت و منافع بيع و شرى با ايشان بنام « 6 » بوده . از آنجا سه كس ؛ احمد خجندى و پسر امير حسين و احمد بالجيج « 7 » بر عزيمت بلاد مشرق با يكديگر متّفق شده‌اند و بضاعت بيش از حدّ از ثياب مذهّب « 8 » و كرباس و زندنيجى « 9 » و آنچ لايق دانسته‌اند جمع كرده و روى در راه نهاده . و در آن وقت اكثر قبايل مغول را چنگز خان منهزم گردانيده بود و اماكن ايشان را منهدم و آن حدود از طغاة پاك كرده و محافظان كه قراقچيان گويند بر سر راه‌ها نشانده بود و ياسا « 10 » داده كه هركس از بازرگانان كه آنجا رسند ايشان را به سلامت بگذرانند و از متاعها چيزى كه لايق خان باشد با صاحب آن به نزديك او فرستند . اين جماعت چون آنجا رسيده‌اند جامه‌ها و آنچ بالحح را بود پسند كرده‌اند و او را به نزديك خان فرستاده . چون متاع بازگشاده است و عرض داده جامه‌هائى كه هريك غايت « 11 » ، ده دينار يا بيست دينار خريده بود سه بالش زر بها گفته . چنگز خان از قول گزاف او در خشم شده است و گفته كه اين شخص بر آنست « 12 » كه هرگز جامه نزديك ما نرسيدست . و فرمود تا جامه‌ها كه ذخاير خانان قديم در خزانهء او معدّ « 13 » بود به دو نموده‌اند . و قماشات او را در قلم آورده و تاراج داده و او را
هامش
( 1 ) - سال 651 . ( 2 ) - او : يعنى چنگيز خان . ( 3 ) - دعت : راحتى . ( 4 ) - يعنى هيچ جايگاه مشخّصى نداشتند . ( 5 ) - غلاء : گرانى . ( 6 ) - بنام : مشهور . ( 7 ) - تصحيح اين كلمه براى مرحوم قزوينى ممكن نشده است . ( 8 ) - ثياب مذهّب : لباس زربفت . ( 9 ) - زندپيچى ( زندنيجى ) : پارچه‌اى در نهايت درشتى و سفتى ( ناظم الاطباء ) . جامهء فراخ . زندپيچى به استناد برهان قاطع خطاى صرف است . ( 10 ) - ياسا : قانون ، دستور . ( 11 ) - غايت : معادل امروزى « نهايتا » . ( 12 ) - بر آنست : گمان مىكند . ( 13 ) - معدّ : آماده .
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 166 | عطا ملك جوينى