و اين اكاذيب از مطوّل اندكى و از صد يكى است كه ثبت افتاد . غرض تقرير جهل و حماقت آن طايفه است . دوستى حكايت كرد كه او در كتابى مطالعه كرد كه شخصى بود در آن موضع مذكور . ميان دو درخت تهى كرد و بچگان خود را در آن ميان نشاند و چراغها در ميان آن برافروخت و كسان را به نظّارهء عجيب آن مىبرد و خود خدمت مىكرد و ديگران را بدان مىفرمود تا آن قوم بدان فريفته شدند ؛ تا به وقتى كه آن را بشكافت و بچگان را بيرون آورد . و بعد ازو يك پسر او قائممقام خان شد . اقوام و مردمان كه در عداد ايغوران بودند از صهيل « 1 » خيول « 2 » و رغاء « 3 » جمال « 4 » و شهيق « 5 » و زئير « 6 » سباع « 7 » و كلاب « 8 » و خوار « 9 » بقور و ثغاء « 10 » اغنام « 11 » و صفير طيور و بكاء « 12 » بچگان آواز كوچ كوچ مىشنيدهاند . از آن منازل در حركت مىآمدهاند و به هر منزل كه نزول مىكردهاند همان آواز كوچ كوچ به سمع ايشان مىرسيده تا به صحرائى كه بيشباليغ بنا نهادهاند آن آواز آنجا خافت « 13 » شده است . در آن مقام ثابت گشتهاند و پنج محلّه ساخته و بيشباليغ نام نهاده تا به تدريج عرصه عريض و طويل گشت . و از آن وقت باز اولاد ايشان امير بودهاند و امير خود را ايدى قوت گويند و آن شجره كه شجرهء ملعونه است در خانههاى ايشان بر ديوار مثبت است « 14 » .
ذكر احوال كوچلك و توق تغان
چنگز خان چون اونك خان را بشكست ، پسر او « 15 » با جماعتى كه زيادت قومى داشتند بگريخت و بر راه بيشباليغ زد . و از آنجا به حدّ ولايت كوجا درآمد و در كوهها بىبرگ و
هامش
( 1 ) - صهيل : شيههء اسب .
( 2 ) - خيول : اسبان . اين كلمه به معنى « سواران » نيز فراوان آمده .
( 3 ) - رغاء : بانگ شتر .
( 4 ) - جمال : شتران .
( 5 ) - شهيق : فرياد ( در اصل به انتهاى آواز خر گفته مىشود ) .
( 6 ) - زئير : فرياد ، غرّش ( در اصل به بانگ شير در سينه گفته مىشود ) .
( 7 ) - سباع : درندگان ، جمع سبع .
( 8 ) - كلاب : سگها .
( 9 ) - خوار : بانگ گاو .
( 10 ) - ثغاء : بانگ گوسفند و گاو و بز و مانند آن هنگام آبستنى ، بعبع كردن .
( 11 ) - اغنام : گوسفندان ، جمع غنم .
( 12 ) - بكاء : گريه كردن .
( 13 ) - خافت : ضعيف آواز .
( 14 ) - يعنى بر ديوار خانههايشان آن درخت ملعون حكّ شده است .
( 15 ) - او : يعنى كوچلك خان . چنان كه از جامع التّواريخ در مواضع عديده صريحا معلوم مىشود ، كوچلك خان پسر تايانگ خان پادشاه قوم نايمان است و هيچ ربطى به اونك خان پادشاه قوم كرايت ندارد هر چند كه چنگيز خان با هردو جنگ كرده و هر دو را بكشت . عطا ملك در اين مورد دچار سهو واضحى شده است . ( مص )