تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
پانصد سال بر آن جمله روزگار گذرانيدند تا در عهدى كه بوقو خان پديد آمد . و در افواه « 1 » چنانست كه بوقو خان افراسيابست . و رسم « 2 » چاهى است و سنگى بزرگ هم در كنار قراقورم در كوه ؛ مىگويند چاه بيژن بودست . و رسم شهرى است و بارگاهى بر لب اين رودخانه كه نام آن اردوباليغ است و اكنون ماووباليغ مىخوانند . بيرون رسم بارگاه ، در محاذات « 3 » در سنگهاى مسطور منقور « 4 » انداخته است كه آن را مشاهده كرديم . در عهد دولت قاآن زير سنگها بازگشادند ؛ چاهى يافتند و در چاه تخته سنگى بزرگ منقور . فرمان شد تا هركس به استخراج خطوط حاضر كردند « 5 » . هيچ‌كس آن را نتوانست خواند . از ختاى قومى كه ايشان را . . . « 6 » خوانند آوردند . خطّ آن جماعت بود بر آن منقور كه : در آن عهد از جملهء رودخانه‌هاى قراقورم دو رودخانه يكى را توغلا گويند و ديگرى را سلنكا در موضعى كه آن را قملانجو گويند به يكديگر متّصل مىگردد . در ميان آن ، دو درخت متقارب بودست يكى را درخت قسوق گويند ؛ درختى است به شكل ناژ « 7 » در زمستان برگهاى آن چون برگ سرو و بار آن شكل و طعم جلغوزه « 8 » دارد . و ديگرى را درخت تور . در ميان هر دو كوهى بزرگ بلند پديد آمد و از آسمان روشنائى به ميان آن كوه هابط « 9 » گشت و روز به روز كوه بزرگ‌تر مىشد . آن حالت عجيب را چون مشاهده كردند اقوام ايغور تعجّب مىنمودند و از راه ادب و تواضع بدان تقرّب مىكردند . و آوازهاى خوش مفرّح مثل غنا « 10 » از آن استماع مىكردند . و هر شب مقدار سى گام گرد بر گرد آن روشنائى مىتافت تا چنانك حاملات « 11 » را وقت وضع حمل جنين باشد درى گشاده شد ؛ اندرون آن پنج خانه « 12 » بود مانند خرگاه جدا جدا . در هريك پسرى نشسته و در مقابل دهان هريك نايژه‌اى « 13 » آويخته كه به قدر حاجت شير مىدادى . و بر زبر خرگاهها دامى از نقره كشيده . امراى قبايل به نظّارهء عجيب مىآمدند و از راه اكرام زانوى خدمت مىزدند . چون باد بريشان جست « 14 » قوّتى يافتند و حركتى در كودكان پديد آمد . از آنجا بيرون آمدند . ايشان را به راضعات « 15 » تسليم كردند و مراسم خدمت و اعزاز تقديم
هامش
( 1 ) - افواه : دهان‌ها ، جمع فم . ( 2 ) - رسم : آثار باقىمانده از بناها ، آثار باستانى . ( 3 ) - محاذات : روبه‌رو . ( 4 ) - منقور : كنده‌كارىشده . ( 5 ) - معنى جمله : دستور داد كه هركس مىتواند بيايد و خطها را بخواند . ( 6 ) - تصحيح اين كلمه براى مرحوم قزوينى ممكن نشده است . ( 7 ) - ناژ : درخت كاج . ( 8 ) - جلغوزه : چيزى شبيه پسته و باريك‌تر از آن و درخت آن را سوسن مىگويند ( برهان ) . ( 9 ) - هابط : فرودآينده . ( 10 ) - غناء : سرود ، آهنگ . ( 11 ) - حاملات : زنان حامله . ( 12 ) - خانه : اتاق . ( 13 ) - نايژه : نى كوچك . ( در اصل ناى + چه بوده است ) ( 14 ) - يعنى وقتى هواى تازه به آن‌ها رسيد . ( 15 ) - راضعات : دايگان .