« منكسار نوين « 1 » » تفحّص احوال آغاز نهاد و سبب « 2 » انكار ايدى قوت ، كار عقوبت و مطالبه به پاى مىداشتند « 3 » . و دستهاى او « 4 » چنان ببستند كه از بىطاقتى بر روى افتاد .
چوبى در شقيقهء او محكم شد . موكّل « 5 » چوب از شقيقه بركشيد . جزاى عمل را هفده چوب استوار بر موضع ازار قائممقام شد « 6 » . و ايدى قوت همچنان بر آن اصرار مىنمود و اعتراف نمىآورد . « تكمش بوقا » را با او مواجهه كردند . او را گفت جز از راستى فايدهاى نخواهد بود . سخنهائى كه ميان ايشان رفته بود بر ضلالت قديم « 7 » مقرّ نشد . و بلابيتكچى را نيز حاضر كردند . از ابتدا تا انتها در مواجههء ايدى قوت سخنها تقرير كرد . از غايت تعجّب گفت تو بلائى چون بلا بود « 8 » . گفت آرى . او نيز معترف شد و بندها بازگشادند و دور تر بنشاندند . و بيلكافتى نيز بعد مكابدت « 9 » ، انواع مطالبه تصديق كرد « 10 » و اقرار آورد . و دو سهاى ديگر كه مانده بودند هريك را جدا جدا سؤال كردند و بعد از تجرّع « 11 » كئوس « 12 » ناخوشگوار از خشنات خشبات « 13 » تتار ، آنچ در سينه نهان داشتند قذف كردند « 14 » و اظهار .
و بعد از آن تمامت آن جماعت را در حضور يكديگر بداشتند و بىتكليف قيد « 15 » [ و ] وثاق « 16 » سخنهاى گذشته از ابرام عهد « 17 » و ميثاق در مخالفت و اتّفاق ايشان سؤال كردند ؛
قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ
« 18 » . چون
هامش
( 1 ) - منكسار نوين : سپهسالار و رئيس كل امراء و نوينان در عهد منكو قاآن بود .
( 2 ) - سبب : به سبب .
( 3 ) - به پاى مىداشتند : به تأخير مىانداختند .
( 4 ) - او : يعنى ايدى قوت .
( 5 ) - موكّل : نگهبان .
( 6 ) - معنى جمله : به كيفر اين كار هفده ضربه چوب محكم بر سرين موكّل زدند .
( 7 ) - ضلالت قديم : گمراهى و ضلالتى كه در نهادش بود .
( 8 ) - معنى جمله : وقتى قرار است بلا نازل شود تو آن بلا هستى . ( علّت تعجّب و غافلگير شدن ايدى قوت آن بود كه مسبّب اين فتنهها چنان كه در اوّل حكايت واضح است خود « بلابيتكچى » بوده است . ضمنا در اين جمله تعريضى به كلمهء « بلا » در نام بلابيتكچى دارد ) .
( 9 ) - مكابدت : سختى كشيدن .
( 10 ) - انواع مطالبه تصديق كرد : يعنى مواردى را كه از او مىخواستند تصديق كند تصديق كرد .
( 11 ) - تجرّع : جرعه جرعه نوشيدن .
( 12 ) - كئوس : كاسهها .
( 13 ) - خشنات خشبات : مرحوم قزوينى در حاشيه اين كلمه مرقوم كردهاند : « متن تصحيح قياسى است و مراد اين است كه بعد از آنكه چوب بسيارى بر ايشان زدند . . . » خشبات به معنى چوبهاى درشت و خشنات جمع خشنه و مؤنث خشن است .
( 14 ) - قذف كردند : اظهار كردند .
( 15 ) - يعنى بدون بستن با بند و زنجير .
( 16 ) - وثاق : زندان ، اتاق .
( 17 ) - ابرام عهد : استوار كردن پيمان .
( 18 ) - قالوا . . . گفتند « آيا اين عذاب حق نبود ؟ گفتند پروردگارا ( قسم به ذات تو ) كه همه حق بود . خدا فرمود :
اينك عذاب را به كيفر بچشيد . » ( سوره انعام 6 / 30 - در آيه شريفه به جاى « قالوا » قال آمده است . )