تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
كه از اقصاى مغرب مىآرند به نزديك ايشان مىكشند . و آنچ در منتهاى مشرق مىبندند در خانه‌هاى ايشان مىگشايند . بدره‌ها « 1 » و كيسه‌ها از خزانه‌هاى ايشان پر مىكنند . كسوت همه روز « 2 » مرصّع و زربفت گشته و در اسواق مواضع اقامت ايشان جواهر و ديگر قماشات چنان رخص « 3 » گرفته است كه اگر با معدن و كان آن برند يكى در دو بها زيادت آورد « 4 » و كسى كه بدين موضع قماشى آورد زيره است كه به كرمان تحفه مىآرد و آب عمان را نوباوه « 5 » . و هركس ازيشان مزارع ساخته و زرّاع « 6 » را در مواضع معيّن كرده و مأكولات فراوان شده و مشروبات چون آب جيحون روان . به فرّ دولت روزافزون و سايهء حشمت همايون چنگز خان و اروغ « 7 » او كار مغول از آن‌چنان مضايق و تنگى به امثال چنين وسعت و نيكى رسيده است و ديگر طوايف را همچنين كار با نظام گشته و روزگار قوام گرفته . و هركس كه استطاعت آن نداشته كه از كرباس « 8 » بستر سازد سودا « 9 » با ايشان به يك نوبت پنجاه هزار و سى هزار بالش « 10 » نقره و زر مىكند « 11 » . و بالشى پانصد مثقال است زر يا نقره و قيمت بالشى نقره درين حدود هفتاد و پنج دينار ركنى « 12 » باشد كه عيار آن چهاردانگست « 13 » . حقّ تعالى اروغ او را - به تخصيص « 14 » منكو قاآن كه پادشاهى بس عاقل و عادل است - سالهاى بىمنتها در كامرانى عمر دهاد و شفقت او بر سر خلايق پاينده داراد .
هامش
( 1 ) - بدره : كيسهء پول . ( 2 ) - كسوت همه روز : لباس هميشگى . ( 3 ) - رخص : ارزان شدن . ( 4 ) - معنى جمله : در آنجا جواهر و ديگر اجناس چنان فراوان و ارزان است كه اگر آن جواهر را از آنجا به معدن اصلى آن‌ها ببرند و بفروشند دو برابر سود مىكنند . ( قاعدتا جواهر بايد در معدن و محل توليد ارزان‌تر باشد زيرا فراوان‌تر است ؛ ولى مصنّف مىگويد در سرزمين مغول‌ها جواهر از معدن آن هم بيشتر و طبيعتا ارزان‌تر است و فروختن آن‌ها در محل توليد آن‌ها به‌صرفه‌تر است ) . ( 5 ) - نوباوه : در اصل به معنى ميوهء نو و تازه است و مجازا به تحفه گفته مىشود . ( 6 ) - زرّاع : كشاورزان . ( 7 ) - اروغ : نسل و تبار . ( 8 ) - كرباس : پارچه‌اى خشن از پنبه و ارزان قيمت . ( 9 ) - سودا : معامله . ( 10 ) - بالش : واحد پول مغولان بوده . بالش زر معادل دو هزار دينار و بالش نقره معادل دويست دينار بوده است ( برهان قاطع ) . ( 11 ) - معنى جمله : حتّى كسانى كه توانايى نداشتند كه بسترشان را از كرباسى بىارزش بسازند ، حالا چنان توانگر شده‌اند كه در يك نوبت معاملات پنجاه يا سى هزار بالشى با مغولان مىكنند . ( 12 ) - دينار ركنى : زرى بوده خالص منسوب به ركنى نامى كه كيمياگر بوده . ( برهان قاطع ) ( 13 ) - چهار دانگ : چهار قسمت از شش قسمت . چون عيار شش دانگ بيست و چهار بوده ، پس عيار چهار دانگ شانزده مىشود . ( 14 ) - به تخصيص : مخصوصا .