محموده « 1 » در مسهلات به كار دارد و باز آن را مصلحات واجب داند تا مزاج به كلّى از قرار اصل منحرف نشود و تغيّر نپذيرد و به حسب طبيعت موادّ را دفع كند « 2 » . و حكيم اكبر « 3 » به طباع و امزجهء بندگان خويش نيك خبير تواند بود و به استعمال ادويهاى كه ملائم « 4 » وقت و مناسب طبيعت دهد بصير ؛
إِنَّ اللَّهَ بِعِبادِهِ لَخَبِيرٌ بَصِيرٌ
« 5 » .
هامش
( 1 ) - محموده : عصارهء نوعى گياه كه مسهل است . سقمونيا .
( 2 ) - معنى عبارات : همچنانكه پزشك ماهر براى دفع امراض بد ، داروى « محموده » را بهعنوان مسهل تجويز مىكند و مصلحتهايى را اعمال مىكند تا اينكه مزاج از قرار اصلى خود منحرف نشده و تغيير نپذيرد و به طور طبيعى موادّ را دفع كند .
( 3 ) - حكيم اكبر : خداوند .
( 4 ) - ملائم : سازگار .
( 5 ) - انّ . . . به درستى خداى تعالى دانا و بيناست .