تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
تتار را موضع اقامت و منشأ و مولد ، واد غير ذى ذرع « 1 » است با طول و عرض . دور « 2 » آن زيادت از هفت هشت‌ماهه راهست . طرف شرقى با ولايت ختاى دارد و طرف غربى با ولايت ايغور و شمال با قرقيز و سلنگاى و جنوب با جانب تنكت و تبّت . پيش از خروج چنگز خان ايشان را سرى و حاكمى نبودست ؛ هر قبيله‌اى يا دو قبيله‌اى جداجدا بوده‌اند و با يكديگر متّفق نه و دايم ميان ايشان مكاوحت « 3 » و مخاصمت قايم بوده . و بعضى سرقه و زور « 4 » و فسق و فجور را از مردانگى و يگانگى مىدانسته‌اند . و خواسته « 5 » خان ختاى ازيشان مىخواسته است و مىگرفته « 6 » . و پوشش از جلود « 7 » كلاب « 8 » و فارات « 9 » و خورش از لحوم « 10 » آن و ميّتهاى ديگر و شراب از البان « 11 » بهايم و نقل « 12 » از بار درختى به شكل ناژ « 13 » كه قسوق گويند و همان درخت ميوه‌دار بيش نرويد « 14 » و در بعضى كوهها باشد و از افراط سرما چيزى ديگر نه . و علامت امير بزرگ آن بوده است كه ركاب او از آهن بوده است ؛ باقى تجمّلات ازين قياس توان گرفت . و برين جمله در ضيق حال « 15 » و ناكامى و و بال « 16 » بودند تا چون رايت دولت چنگز خان افراخته گشت و از مضايق شدّت به فراخى نعمت رسيدند و از زندان به بستان و از بيابان درويشى به ايوان خوشى و از عذاب مقيم « 17 » به جنّات نعيم و لباس از استبرق « 18 » و حرير و اطعمه و فواكه « 19 »
« وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ
وَ فاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ
« 20 » » و اشربه مختوم « 21 »
خِتامُهُ مِسْكٌ
« 22 » . و از اين وجه درست شد « 23 » كه دنيا به حقيقت بهشت اين جماعت است . بضاعات « 24 »
هامش
( 1 ) - واد غير ذى ذرع : زمين غير قابل زراعت . ( 2 ) - دور : محيط . ( 3 ) - مكاوحت : باهم جنگيدن . ( 4 ) - زور : كلمه‌اى عربى به معنى دروغ ، شرك ، باطل . ( 5 ) - خواسته : مال . ( 6 ) - معنى جمله : اموال مقررى و ماليات توسط خان ختاى از آن‌ها اخذ مىشده است . ( 7 ) - جلود : پوست‌ها ، جمع جلد . ( 8 ) - كلاب : سگها . ( 9 ) - فارات : موشها ، جمع فار . ( 10 ) - لحوم : گوشت‌ها . ( 11 ) - البان : شيرها . ( 12 ) - نقل : مزه ، هر چيز كه براى تغيير ذائقه بر سر شراب خورند ( ناظم الاطباء ) . ( 13 ) - ناژ : كاج . ( 14 ) - معنى جمله : تنها همان يك نوع درخت است كه ميوه دارد و در آنجا مىرويد . ( 15 ) - ضيق حال : تنگدستى . ( 16 ) - و بال : سختى . ( 17 ) - عذاب مقيم : عذاب دائم . ( 18 ) - استبرق : جامهء ابريشمى . ( 19 ) - فواكه : انواع ميوه‌ها . ( 20 ) - و لحم . . . از گوشت مرغان هرچه بخواهند و ميوهء خوش از آنچه خود برمىگزينند . ( سورهء واقعه 56 / 19 ) ( 21 ) - اشربهء مختوم : نوشيدنىهاى سر به مهر . ( 22 ) - ختامه . . . مهر آن [ شراب‌ها ] مشك است . ( سورهء مطففين 83 / 26 ) . ( 23 ) - درست شد : ثابت شد . ( 24 ) - بضاعات : كالاها .