و مسبّلات « 1 » و حرّاث « 2 » و زرّاع ايشان را معاف و مسلّم داشتهاند « 3 » و هيچكس را مجال آن نه كه با آن طايفه سخن محال « 4 » تواند گفت و به تخصيص « 5 » ائمّهء دين محمّدى را ؛ خاصّه اكنون كه عهد دولت پادشاه منكو قاآن است و اروغ « 6 » و اولاد و احفاد « 7 » چنگز خان چند پادشاهزادهاند كه شرف اسلام ايشان را با دولت دنيا جمع شدست و اتباع و اشياع « 8 » و خيل و حيل « 9 » ايشان خود چنداناند كه به زيور عزّ دين آراسته و پيراسته شدهاند كه در عدّ و حصر « 10 » نيايد . برين موجبات واجب مىشود كه از روى عقل كه ابلق « 11 » ايّام در زير ران فرمان ايشان رام است كه بر قضيّت حكم ربّانى
وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها
« 12 » بروند و ايل و منقاد گردند و ترك عصيان و عناد گيرند بر آن جمله كه صاحب شريعت بيان مىفرمايد : اتركوا التّرك ما تركوكم فانّهم اصحاب بأس شديد « 13 » و نفس و مال را در حصن « 14 » عصمت و پناه امان آرند
وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
« 15 » .
چون در هر دورى و قرنى بندگان را بطر « 16 » نعمت و نخوت ثروت و خيلاى « 17 » رفاهيت از قيام به التزام اوامر بارى « 18 » - جلّت قدرته و علت كلمته - مانع مىآمدست و بر اقدام بر معاصى باعث و محرّض مىگشته
كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى
« 19 » تنبيه و تعريك « 20 » هر قومى را فراخور طغيان و نسبت كفران تأديبى تقديم مىرفته است و اعتبار « 21 » اولو الأبصار را به حسب گناه و ارتكاب آن بلائى يا مؤاخذتى مىرفته چنانك در عهد نوح عليه السّلام طوفان آب عامّ شد و در عهد ثمود عذاب اهل عاد را و همچنين هر امّتى را
هامش
( 1 ) - مسبّلات : اموال دادهشده در راه خدا .
( 2 ) - حرّاث : كشاورزان .
( 3 ) - معنى جمله : [ مغولان ] دانشمندان زبدهء هر مذهب را و نيز كشاورزان آنها را از انواع ماليات و سختى هزينهها و نيز از اوقاف و اموال دادهشده در راه خدا معاف كردهاند .
( 4 ) - محال : مكر كردن ، دشمنى نمودن ( المنجد ) . با ضمّ « م » به معنى بيهوده نيز مىآيد .
( 5 ) - به تخصيص : مخصوصا .
( 6 ) - اروغ : نسل و تبار .
( 7 ) - احفاد : فرزندزادگان ، نبيرگان .
( 8 ) - اشياع : پيروان ، جمع شيعه .
( 9 ) - حيل : توانايى ( منتهى الارب ) .
( 10 ) - عدّ و حصر : شمارش .
( 11 ) - ابلق : سياه و سفيد ، مجازا اسب .
( 12 ) - و ان . . . و اگر آنها ( دشمنان ) به صلح و مسالمت تمايل داشتند تو نيز مايل به صلح باش . ( انفال 8 / 61 ) .
( 13 ) - اتركوا . . . تركان را هنگامى كه شما را ترك كردهاند رها كنيد ؛ زيرا آنها مردمانى سختگير و خشنند .
( 14 ) - حصن : قلعه .
( 15 ) - و اللّه . . . و خدا هركه را بخواهد به راه راست هدايت مىكند ( سورهء نور 24 / 46 ) .
( 16 ) - بطر : تكبّر ، شادى بيش از حدّ .
( 17 ) - خيلا : تكبّر .
( 18 ) - بارى : آفريدگار .
( 19 ) - كلّا . . . به درستى كه انسان چون خود را بىنياز ببيند سركشى مىكند . ( سورهء علق آيات 6 و 7 ) .
( 20 ) - تعريك : گوشمالى .
( 21 ) - اعتبار : عبرت گرفتن .