تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
اصنام صوامع « 1 » اسلام ساخته و مدارس افراخته و علما به تعليم و افادت و مقتبسان « 2 » علوم به استفادت اشتغال نموده ؛ گوئى اشارت از حديث اطلبوا العلم و لو بالصّين « 3 » به ابناى اين زمانست « 4 » و به طايفه‌اى كه درين دور عهد موجودند . و اولاد مشركان بعضى آنچ در ذلّ رقّيّت « 5 » در دست مسلمانان آمده‌اند و عزّ اسلام حاصل كرده و جماعتى آنند كه چون پرتو انوار هدى در دل حجرى صفت
فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً
« 6 » تأثير نمودست چون خاصّيّت اشعّهء آفتاب كه در احجار پديد آيد و جواهر خوشاب به واسطهء آن ظاهر گردد شرف دين يافته‌اند . و به سبب يمن بركات اهل ايمان در هر طرفى كه طرف « 7 » در آن جولانى مىنمايد از كثرت موحّدان مسلمانان مصرى « 8 » جامع مىبيند و در ميان ظلمت نورى ساطع . و در زعم جماعت منزويان بت‌پرستان كه به لغت ايشان توين « 9 » خوانند آنست كه پيش از اقامت مسلمانان و ادامت تكبير و اقامت - اقام اللّه و ادامها « 10 » - بتان را با ايشان مكالمت بود و
إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ
« 11 » و اكنون از شومى قدم مسلمانان با ايشان خشم گرفته‌اند و سخن نمىگويند
خَتَمَ اللَّهُ عَلى
افواههم « 12 » . و هرآينه چنين اقتضا كند
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
« 13 » هركجا كه انوار ولاء « 14 » حقّ تجلّى كند ظلمات كفر و فسوق مضمحلّ و متلاشى شود چون ضباب « 15 » كه به ارتفاع آفتاب پايدار نبود :
چون صبح ولاء حق دميدن گيرد * ديو از همه آفاق رميدن گيرد جائى برسد مرد كه در هر نفسى * بىزحمت ديده دوست ديدن گيرد
آن جماعت كه درجهء شهادت يافته‌اند - و آن افضل و اكمل درجاتست بعد از مرتبت نبوّت نزديك حضرت جلالت - از حمل آصار « 16 » و ثقل اوزار « 17 » كه در روزگار امن و فراغ
هامش
( 1 ) - صوامع : صومعه‌ها ، مجازا مسجدها . ( 2 ) - مقتبس : روشنىگيرنده . ( 3 ) - اطلبوا . . . دانش بجوئيد اگرچه در چين [ دورترين نقاط عالم ] باشد . ( 4 ) - ابناى زمان : مردم . ( 5 ) - رقّيّت : بندگى . ( 6 ) - فهى . . . پس آن [ دل ] چون سنگ يا سخت‌تر از سنگ باشد ( بقره 2 / 73 ) . ( 7 ) - طرف : چشم . ( 8 ) - مصر : شهر . ( 9 ) - توين : كاهن كيش بت‌پرستى . اين كلمه در اين كتاب مكرّر به كار رفته . ( 10 ) - اقام . . . خداوند آن [ تكبير و اقامه ] را برپاكناد و تداوم دهاد . ( 11 ) - و انّ . . . همانا شياطين سخت به دوستان خود وسوسه كنند . ( سوره انعام 6 / 12 ) . ( 12 ) - ختم . . . خداوند بر دهانشان مهر نهاد . ( در قرآن به جاى « افواههم »قُلُوبِهِمْآمده است . بقره 2 / 7 ) . ( 13 ) -جاءَ . . .حق آمد و باطل نابود شد ، همانا باطل خود لايق نابودى است . ( سورهء اسرا 17 / 81 ) . ( 14 ) - ولاء : دوستى . ( 15 ) - ضباب : مه ، ابر تنك . ( 16 ) - آصار : بارهاى گران ، جمع اصر . ( 17 ) - ثقل اوزار : سنگينى گناهان .