قانون نهاده بگردانيدن ناستوده باشد 706
قبا تنگ آيد 1112
قدر ثم اقطع 409
قدرتى بنماى از اول و پس حلم گزين * حلم كز قدرت نبود ، نبود مرد حليم
520
قضاء آمده را باز نتوان گردانيد 946
قضاى ايزد . . . چنان رود كه وى خواهد و گويد و فرمايد 3
قضا بر وى مىخنديد 1118
قضا چنين نيست كه آدمى زهره دارد كه با وى كوشش كند 1097
قضا كار كرده است 215
قضاء مرگ كه از آن چاره نيست آدمى را 649
قفيزش پر شد 268
قلم روان از شمشير گردد 1104
قوادى به از قاضىگرى 496
قيامتى خواهد بود و حسابى بىمحابا و داورى عادل و دانا 714
كار جنگ نازك است ، خداوندان سلاح را در آن سخن بايد گفت 893
كار جهان بر پادشاهان و شريعت بسته است و دولت و ملت دو برادرند كه بهم بروند و از يكديگر جدا نباشند 913
كار جهان يكسان بنماند 462
كار خواهى بكام دل بادت * صبر كن بر هواى دل تقديم
517
كار در جستن است و بدست آوردن 677
كاروانى زده شد كار گروهى سره شد 61
كافر نعمت بسان كافر دين است * جهد كن و سعى كن بكشتن كافر
690
كالبد همه مردان يكى است و كس بغلط نام نگيرد 698
كس از مادر وجيه نزايد 633
كس بر راستى زيان نكرده است 29
كسارقة الرمان من كرم جارها * تعود به المرضى و تطمع فى الفضل
639
كفران نعمت شوم باشد 400
گرگآشتيئى كنيم 1116
گنجشك را آشيانه باز طلب كردن محال است 1118
گويى گماشته است بلاى او * بر هر كه تو بر او دل بگمارى
930
لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ
226
لا تصدقن من الاخبار ما لا يستقيم فيه الرأى 1099
لا مرد لقضاء اللّه عز و جل 56
لا مرد لقضائه 154
لا مصيبة مع الايمان و لا فجيعة مع القرآن 931
لا مهرب من قضائه 907
لباس شرم بپوشيد كه لباس ابرار است 473
لشكرى در بر ( پر ) كلاغ نهاد 978
لعمرك ما الدنيا بدار اقامة * اذا زال عن عين البصير غطاؤها
235
لكل اجل كتاب 699
لكل امر سبب 633
لكل قوم يوم 52
للعاقل شمة 923
ما اعجب احوال الدنيا 973
ما بين الباب و الدار نزاع بنشود 628
ما تدرى نفس باى ارض تموت 677
ما قضى اللّه عز و جل سيكون 63