تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 1163

مساهمون:

ص١١٦٣
ديگر نگردد 473 هر كه مخلوق باشد با خالق بر نتواند آمد 906 هرگاه اصل بدست آيد كار فرع آسان باشد 66 هرگز هيچ بنده راه كژ نگرفت و بر خداوند خويش بيرون نيامد كه سود كرد 1117
هموار كرد خواهى گيتى را * گيتى است كى پذيرد هموارى
930 همه دانه است تا به ميانهء دام رسم 43 هميشه بدخو در رنج بزرگ باشد 473 هنر بزرگ آن است كه روزى خواهد بود جزا و مكافات را در آن جهان 246 هيچ بنده به خويشتن بد نخواهد 711 هيچ بنده بر خداوند خويش بيرون نيامد كه نه سر بباد داد 659 هيچ تير در جعبه نگذاشته 994 هيچ‌چيز نيست كه به خواندن نيرزد 10 هيچ‌كس را چشم عيب بين نيست 156 هيچ مردم پاكيزه اصل حق نعمت مصطنع و منعم خويش را فراموش نكند 690 هيچ نبشته نيست كه بيكبار خواندن نيرزد 161
يا راقد الليل مسرورا باوله * ان الحوادث قد يطرقن اسحارا
272
يا واضع الميت فى قبره * خاطبك القبر و لم يفهم
677
يبكى علينا و لا نبكى على احد * لنحن اغلظ أكبادا من الابل
698 يداك اوكتا * و فوك نفخ 251 يك قطره آب بود از رودى 227 يوسف از گاه به چاه افتاد 399