از رجال و بزرگان شمرده شود
( 5 ) - ديار : بفتح اول و تشديد دوم كس و باشنده
( 6 ) - كوشك نو : بضم اول و سكون دوم و سوم كاخ نو يا قصر جديد
( 7 ) - پيش داشتند : در برابر داشتند يا در پيش داشتند
( 8 ) - نماز ديگر : نماز عصر
( 9 ) - آغاجى : خادم خاص كه واسطهء ابلاغ نامه و پيغام بود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 927 شمارهء ( 9 )
( 10 ) - خالى : تنها و تهى و منفرد اسم فاعل از خلو بر وزن علو - معنى جمله : سخنى دارم كه در خلوت بايد گفت
( 11 ) - آنروز : شايد : تا امروز ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 12 ) - مغالطه : بغلط انداختن و يكديگر را غلط دادن و باصطلاح مغلطه با يكديگر كردن ، مصدر باب مفاعله - مغلطه : سخنى كه كسى بدان در غلط و اشتباه افتد
( 13 ) - محال : بضم اول خطا و ناصواب و باطل
( 14 ) - حاجب بزرگى : حاجبى بزرگ يا رياست حاجبان - در چاپ سال 1324 تاريخ بيهقى تصحيح دكتر فياض « از آن بدر حاجب بزرگى » آمده كه صحيح است
( 15 ) - معنى جمله : به آنان هدايا و پيشكشهائى بدين مناسبت داده شد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 476 شمارهء ( 14 )
( 16 ) - به مشافهه : شفاهى ، متمم قيدى
( 17 ) - عتاب : ملامت و سرزنش كردن ، معاتبه مصدر باب مفاعله
( 18 ) - كرنكى : منسوب به كرنك - كرنك به گفتهء ياقوت بضم اول و سكون دوم و كسر نون شهركى بوده است در سه فرسخى سيستان . . . ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 19 ) - مطابقت : موافقت و اتحاد كردن ، مصدر باب مفاعله
( 20 ) - معنى جمله : در صدد كشتن او بر مىآمد
( 21 ) - حيلت : حيله و چاره
( 22 ) - بدست آمد :
مطيع شد و از نافرمانى دست كشيد
ص 982
( 1 ) - اكنون به بست : شايد اكنون ترا به بست ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 2 ) - بصلاح بازآرى : درست كنى و سامان دهى
( 3 ) - شفيع : خواهشگر و ميانجى
( 4 ) - ستيزه :
لجاج - ستيزه بسيار كرد : يعنى ستيزه را زياد كرد ، بر ستيزه افزود ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 5 ) - سخت شوند : سرسخت و لجوج شوند
( 6 ) - تن در داد : قبول كرد و راضى شد
( 7 ) - عسى ان . . . : شايد كه تو چيزى را ناخوش دارى و آن براى تو بهتر باشد ؛ جزئى است از آيهء 214 سورهء بقره ( 2 )
( 8 ) - اين پادشاه : مراد سلطان مسعود است كه بامر محمد محبوس شد و پس از آن بقتل رسيد
( 9 ) - دست يافته : وجه وصفى است چون جملهء حاليه است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 10 ) - ماريكله : در صفحهء 204 زين الاخبار گرديزى تصحيح عبد الحى حبيبى بگاف ضبط است : چون به نزديكى رباط ماريگله رسيد ( مسعود ) - و در حاشيه همين صفحه آمده است : ماريگله به فتحهء گاف كوتل كوچكيست در 35 ميلى ماوراى شرقى درياى سند . . . و تاكنون به همين نام معروفست
( 11 ) - دندان : مجازا بمعنى خشم و قهر و كينه - چه بو سهل زوزنى از هواداران مسعود بود