اسم فاعل از تنكر مصدر باب تفعل ، حال يا قيد حالت
( 7 ) - مرائيان : جمع مرائى بضم اول بمعنى رياكار ، اسم فاعل از رياء و مراآت ، مصدر باب مفاعله
( 8 ) - راست كن : آماده ساز
( 9 ) - نماز خفتن : هنگام نماز عشا
( 10 ) - جامهء بازرگانان پوشيده : در جامهء بازرگانان ، حال براى هارون
( 11 ) - برنشست : سوار شد
( 12 ) - پيش كردند : پيش فرستادند يا پيش انداختند
( 13 ) - ركابدار خاص : دو قاصد مخصوص
( 14 ) - مشعله : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم چراغدان و قنديل
( 15 ) - كنيزك : بفتح اول و كسر دوم و سكون سوم و فتح چهارم زن كه براى خدمت و پرستارى مىخريدند
( 16 ) - دليل معتمد : راهنماى مورد اعتماد
( 17 ) - خلق : بفتح اول و دوم فرسوده و كهنه
( 18 ) - چراغدان : جاى چراغ و چراغ - معنى جمله : چراغى بر ته كوزهاى گذاشته ، حال براى عمرى و همچنين است ايستاده و افكنده
( 19 ) - تبرك را : براى تبرك - تبرك بمعنى فرخنده گرفتن يا مبارك گرفتن ، مصدر باب تفعل
( 20 ) - جزاك . . . : خداوند به تو پاداش نيك دهاد - مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند ظاهرا « جزاه اللّه » ( خداوند او را يعنى هارون را جزاى خير دهاد )
( 21 ) - فريضه : بفتح اول واجب و سزاوار
( 22 ) - اختيار خليفه : شيوهء مختار خليفه - اختيار اسم است بجاى صفت
ص 737
( 1 ) - بندهء او : مراد بندهء خدا
( 2 ) - گماشته بر خلق خداى : فرستاده بسوى مردم و موكل بر آنان ، صفت مركب مفعولى
( 3 ) - عز و على ( علا ) : توانا و بزرگ قدر است
( 4 ) - جل جلاله : بزرگست جلال وى
( 5 ) - مقام : بضم اول اقامت و ماندن ، مصدر ميمى
( 6 ) - درشتى :
خشونت در گفتار و سختگوئى و زفتخوئى و تشدد
( 7 ) - حال تنگ : وضع سخت و مراد تنگ حالى و تهيدستى
( 8 ) - صاحب . . . : عيالمند ( عائلهدار ) هرگز رستگار نشود
( 9 ) - نيستى : بجاى نبودى
( 10 ) - قوى سخن : استوار سخن و زبانآور
( 11 ) - معنى جمله :
همانا سيم و زر سخت فريباست
( 12 ) - تا : حرف ربط ، مفيد شك و ترديد
( 13 ) - معنى جمله : نمىدانيم كه پسر سماك چگونه باشد
( 14 ) - دير ببود : زمانى دراز ماند - بيهقى « بود » را بمعنى ماند به كار برده است : اميرك آنجا ببود ، نگاه كنيد به صفحهء 491 شمارهء ( 10 )
( 15 ) - بداشتند : متوقف ساختند و ايستانيدند
( 16 ) - زمين خشك : زمين بىفرش و گستردنى
ص 738
( 1 ) - أ فحسبتم . . . : شما پنداشتيد كه ما شما را به بازى آفريديم ؟ آيهء 118 سورهء مؤمنون ( 23 ) ، ترجمه نقل از صفحهء 164 ج 8 تفسير ابو الفتوح رازى ، تصحيح شعرانى
( 2 ) - بازمىگردانيد :
تكرار مىكرد
( 3 ) - سلام بداد : يعنى نماز را سلام داد ، تمام كرد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 4 ) - شنيد : استشمام كرد - معنى جمله : دريافت و بو برد كه كسانى آمدهاند