بفتح اول و كسر دوم سرور و مهتر ، لقبى كه سلطان به بزرگان و وزيران اعطا مىكرد
( 12 ) - ادام . . . : خداوند وى را نيرو بخشاد و توانائى دهاد
( 13 ) - فنعم . . . : چه بازماندهء ( خلف صالح ) خوبى است اين رئيس ( خواجه عميد ) ، براى توضيح بيشتر دربارهء « حسين بن ميكائيل » نگاه كنيد به لغتنامهء دهخدا
( 14 ) - رسولدار : آنكه وى را پادشاه به پذيرائى سفيران مىگمارد
( 15 ) - جنيبت : بفتح اول و كسر دوم اسب يدك و كتل
( 16 ) - حاجب :
پردهدار يا باصطلاح امروز مأموران تشريفات دربار
( 17 ) - بو الحسن كرجى : در دستگاه محمود سمت نديمى داشته ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 18 ) - مظفر حاكم : چنان كه معلوم است از همنشينان و مصاحبان و مشاوران مسعود بود
( 19 ) - پذيره شدند : استقبال كردند
( 20 ) - كرامت : بزرگداشت و اكرام
( 21 ) - خوردنى با تكلف : خوان آراسته ، موصوف و صفت
ص 439
( 1 ) - ذكر ورود . . . : ياد كرد در آمدن فرستاده از بغداد و آشكار كردن مرگ خليفه ، القادر باللّه ، خداى از وى خشنود باد ، و برپاداشتن آئين خطبه براى امام القائم بامر اللّه ، خدا زندگانيش را دراز گرداناد و بلندى مقام و برآمدن وى را بر اوج رفعت بر دوام داراد
( 2 ) - كوشك در عبد الاعلى : كاخ دروازهء عبد الاعلى در شهر بلخ
( 3 ) - برسم : مطابق مرسوم براى برگزارى آئين پذيرائى
( 4 ) - ايستادن : بوجه متعدى بجاى ايستانيدن
( 5 ) - خالى كردند : در خلوت نشستند ، خالى اسم فاعل از خلوت
( 6 ) - حاجب بزرگ : بارسالار ، رئيس دربار
( 7 ) - عارض : لشكرنويس ، سالارى كه مأمور سان سپاه است ، رئيس ديوان عرض
( 8 ) - غلامان سرائى : بندگان زرخريد كه در دربار خدمت مىكردند
( 9 ) - بنه :
بضم اول بار و اسباب
( 10 ) - خواجه بونصر مشكان : استاد بيهقى و رئيس ديوان رسالت يا دبيرخانه شاهى در زمان محمود و مسعود در گذشته به سال 431
( 11 ) - نامه : به صورت معرفه مراد نامهاى كه محمد سليمانى رسول خليفه از بغداد آورده بود
( 12 ) - با فرزند استادم : نزد فرزند بونصر مشكان استاد بيهقى ، با حرف اضافه مفيد ظرفيت
( 13 ) - ادام . . . : خداوند وى را پيوسته بهسلامت داراد و پدرش را رحمت كناد
( 14 ) - به قصد : بعمد و سوء نيت
( 15 ) - معنى جمله : اين تاريخ به گونهء ديگر مىشد
( 16 ) - حكم . . . : خداوند ميان من و آنكه ( آنان كه ) چنين كرد ( كردند ) ، داورى كناد
( 17 ) - تاريخ . . . : تاريخ سال 423
( 18 ) - اين محرم : به صورت معرفه مراد محرم سال 423 ، صفت اشاره و موصوف
ص 440
( 1 ) - امارت : بكسر اول اميرى و فرمانروائى
( 2 ) - رسته : بفتح اول و سكون دوم صف
( 3 ) - كلاه دو شاخ : كلاه دو گوشه يا دوپره ( پر ) يا دو شاخه
( 4 ) - معاليق : بفتح اول جمع