سخنچينى كردن ، مصدر باب تفعيل
( 11 ) - تطميع : بطمع انداختن ، مصدر باب تفعيل - نموده در اينجا بمعنى كرده
( 12 ) - مقامه : بيان سرگذشت و شرح واقعه ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 220 شمارهء ( 2 )
( 13 ) - دانستنى : شايسته دانستن ، صفت نوادر است كه براى تأكيد در وصف جدا از موصوف و در پايان جمله آورده شده است
( 14 ) - القادر باللّه : توانا به نيروى خداوند ، لقب احمد بن اسحاق بيست و ششمين خليفهء عباسى ( 381 - 422 ) كه بدست بهاء - الدولة پسر عضد الدولة بر مسند خلافت مستقر شد
( 15 ) - انار اللّه . . . : خداوند حجت و بيان وى را روشن كناد
( 16 ) - گذشته شد : درگذشت و رحلت كرد
( 17 ) - القائم بامر اللّه :
پيشواى بامر خدا قيام كرده ، لقب عبد اللّه بن احمد بيست و هفتمين خليفهء عباسى ( 422 - 467 )
( 18 ) - ادام . . . : خداوند قدرت ملك وى را بر دوام و پيوسته داراد
( 19 ) - سنهء . . . : سال 451
( 20 ) - معنى جمله : زنده است و زنده باد
( 21 ) - بيعت : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم عهد و پيمان
( 22 ) - بطن : بفتح اول و سكون دوم گروه كمتر از قبيله
( 23 ) - بنى هاشم :
فرزندان هاشم يا خاندان پيامبر گرامى اسلام ، هاشم لقب پدر عبد المطلب جد پيامبر
( 24 ) - علويان : خاندان على جمع علوى و علوى صفت نسبى از على
( 25 ) - عباسيان : خاندان عباس ابن عبد المطلب عم پيامبر اسلام
( 26 ) - كافه : همه
( 27 ) - قاف : كوهى گرداگرد زمين به اعتقاد قدما - قاف تا قاف به كنايه مراد كران تا كران
( 28 ) - اعيان ولات : حاكمان و واليان بزرگ ، صفت جمع و موصوف جمع به حالت اضافه ؛ ولات : بضم اول جمع والى بمعنى حاكم و استاندار
( 29 ) - نامزد حضرت سلطان : نام برده و تعيين شده براى رسالت بدرگاه سلطان مسعود
( 30 ) - خواجه احمد : مراد خواجهء بزرگ احمد بن حسن ميمندى
ص 438
( 1 ) - اعمال : جمع عمل - مرحوم دكتر فياض در حاشيه صفحهء 286 تاريخ بيهقى چاپ سال 1324 نوشتهاند « و صحيح آن اعمار است » - اعمار : بفتح اول و سكون دوم جمع عمر بمعنى زندگانى
( 2 ) - مگر : همانا ، در اينجا قيد تأكيد
( 3 ) - تعزيت : به شكيبائى و صبر خواندن ، مصدر باب تفعيل
( 4 ) - عيد اضحى : عيد قربان يا جشن گوسپندكشان - اضحى :
بفتح اول و سكون دوم و الف مقصوره در آخر جمع اضحاة بمعنى گوسفند قربانى
( 5 ) - شبورقان : شهرى نزديك بلخ
( 6 ) - تعهد : تيمار داشت ، در اينجا مراد پذيرائى و نيكو داشت ، مصدر باب تفعل
( 7 ) - خواجه على ميكائيل : از رجال مشهور كه بقول بيهقى رئيس رئيسالرؤسا بود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 254 شمارهء ( 14 ) ، رئيس رئيسالرؤسا لقبى است براى مقامى بزرگ ، نگاه كنيد به لغتنامه ذيل رئيس
( 8 ) - كوكبه : بفتح اول خدم و حشم و سوار و پياده كه پيشاپيش - بزرگان آيند
( 9 ) - از پيشتر : قبلا و پيش از ديگران
( 10 ) - مرتبهداران : ظاهرا قسمى از مأمورين تشريفات بوده است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 11 ) - عميد :