است
( 11 ) - معنى جمله : بدنبال رستگارى و ايمنى است
( 12 ) - شغلى كند : كارى بپذيرد و خدمتى كند
( 13 ) - غازيان غزنين : كارزاركنندگان با دشمن دين كه اهل غزنين بودند
( 14 ) - سلمهم . . . : خداوند آنان را بهسلامت داراد
( 15 ) - زيبا : زيبنده و برازنده ، صفت
( 16 ) - بجست : رها شد
( 17 ) - درگذشت : صرف نظر كرد و معاف داشت
( 18 ) - سنهء . . . :
سال 429
( 19 ) - درپيچيدندش : سخت بر او فشار آوردند و اصرار و ابرام كردند
( 20 ) - اشراف : مشرفى و بازرسى
( 21 ) - جلت . . . : بزرگ باد عظمت او
( 22 ) - ممتع :
بهرهيافتهء ( از علوم ) ، اسم مفعول از باب تفعيل
( 23 ) - كه : حرف ربط بمعنى « اگر »
ص 405
( 1 ) - شجكاو : گويا امروز محلى بنام ششكاو بر وزن سرباز در اين حدود هست ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 2 ) - خلقانى : . . . محلى و شايد ميدانى بوده است در شهر غزنين ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 3 ) - خوازه : قبهاى كه در عروسيها زنند ، طاق نصرت
( 4 ) - الخميس . . . : پنجشنبه هشتم جمادى الاخرى سال 422
( 5 ) - حضرت دار الملك : حضرت پايتخت ( غزنين )
( 6 ) - برجوشيده : برجوشيده بودند يا ازدحام كرده بودند ، جملهء حاليه بحذف فعل معين « بودند »
( 7 ) - زحمت : انبوهى و ازدحام
( 8 ) - دشت شابهار : نام اين دشت شابهار در اين كتاب مكرر مىآيد و محل عرض لشكر آنجا بوده است . . . ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 9 ) - معمور : آبادان ، اسم مفعول از عمران صفت كوشك ( عمارت بلند و كاخ )
( 10 ) - همايونى : فرخندگى ، اسم مصدر
( 11 ) - حرهء ختلى : عمهء سلطان مسعود نيز نگاه كنيد به صفحهء 11 شمارهء ( 12 )
( 12 ) - سرايها : ممكن است مصحف سرائيان باشد بمعنى « خانگيان » كه همان « حرات بزرگان » مقصود است چنان كه در صفحهء بعد نيز از « سرائيان » نام مىبرد
( 13 ) - حرات بزرگان : بانوان نژاده و شريف - مطابقت صفت با موصوف در عدد درين نثر معمول است . . . ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 14 ) - صفهء دولت : ايوان سلطنت
( 15 ) - دواوين : بفتح اول ديوانها
( 16 ) - فرودرفت : فرورفت و وارد شد
ص 406
( 1 ) - تربت : خاك و گور
( 2 ) - دانشمند : فقيه
( 3 ) - نصر بن خلف : نصر خلف ، عطف بيان يا بدل « حاكم لشكر » حاكم لشكر ظاهرا همان قاضى لشكر است نيز نگاه كنيد به صفحهء 231 شمارهء ( 8 )
( 4 ) - مردم انبوه : مردم بسيار ، موصوف و صفت
( 5 ) - رباط : بكسر اول مهمان - سرا و كاروانسرا
( 6 ) - فرموده است : سلطان محمود وصيت كرده و دستور داده است
( 7 ) - برآورده آيد : ساخته شود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 172 شمارهء ( 20 )
( 8 ) - طرق : بضم اول و دوم جمع طريق بمعنى راه
( 9 ) - سبل : بضم اول و دوم راهها و روشها جمع سبيل -