در شهوت
( 18 ) - دزديده : كنايه از پنهانى ، قيد وصف و روش
( 19 ) - بىهوشى : از خود بى خود شدن
( 20 ) - تغافل : خود را غافل وانمود كردن ، مصدر باب تفاعل
( 21 ) - مقرر : مسلم و محقق ، اسم مفعول از تقرير
ص 403
( 1 ) - اسماعيل : برادر كوچك محمود كه به حكم وصيت سبكتگين لشكريان او را به اميرى گماشتند و سرانجام محمود در سال 387 پس از هفت ماه او را مغلوب كرد و خود به امارت رسيد
( 2 ) - برآرى : تربيت كنى و پرورش دهى
( 3 ) - براستاى تو : دربارهء تو
( 4 ) - برآمدهاى :
تربيتشدهاى و پرورش پرورشيافتهاى
( 5 ) - معنى دو جمله : چنان كه گمان كردهايم ، نمىباشى ، تقديم جملهء اصلى ( نيستى ) بر جملهء تابع براى تأكيد
( 6 ) - بنهرود : بنرود ، تقديم باى تأكيد بر نون نفى - معنى جمله : چنين فريبها و حيلهها در محمود مؤثر نيفتد
( 7 ) - نيز : از اين پس ، قيد زمان
( 8 ) - معنى جمله : آن سخن قطع شد و به پايان آمد
( 9 ) - بركشيد : ترقى داد و به پايگاه بلند رسانيد
( 10 ) - شب سياه : به استعاره مراد موى رخسار
( 11 ) - روز سپيد :
به استعاره مراد چهره روشن و سپيد
( 12 ) - معنى جمله : آفتاب رخسار وى با روئيدن موى تاريك شد
( 13 ) - عرس : بضم اول و سكون دوم جشن عروسى
( 14 ) - بىمحل : نابجا و نامناسب
( 15 ) - درجه گونه : رتبه گونه ، شبه مقام يا مقامك
( 16 ) - ممقوت : دشمن گرفته اسم مفعول از مقت بفتح اول و سكون دوم
( 17 ) - معنى جمله : گرفتار بختبرگشتگى شد
( 18 ) - اصلح : شايستهتر و نيكوتر
( 19 ) - منعم : نعمتدهنده ، اسم فاعل از انعام مصدر باب افعال
( 20 ) - رسيده آيد : بجاى « برسند » به كار رفته ، به كار رفتن صورت مجهول بجاى صورت معلوم فعل
( 21 ) - بمنه . . . : باحسان و نعمتبخشى و فراخى رحمتش
ص 404
( 1 ) - لكشن : نام جد اين بوسهل است ، چنان كه در اشعار فرخى مكرر آمده است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 2 ) - مصادره : ضبط كردن اموال كسى بسبب جرمى كه مرتكب شده باشد ، مصدر باب مفاعله
( 3 ) - عمل بست : حكومت شهر بست در حدود سيستان
( 4 ) - فرمان يافت : درگذشت
( 5 ) - معنى جمله : خود را برسيدگى امور ( ابواب ) آنان گماشت ( داشت ) و به كار آنان پرداخت
( 6 ) - افتاد و خاست : گاه تنزل مقام مىيافت و گاه ترقى مىكرد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 52 شمارهء ( 22 )
( 7 ) - خاصهتر : مخصوصتر ، صفت شغلها
( 8 ) - وجيه : بفتح اول و كسر دوم روشناس و معروف
( 9 ) - شغل وكالت : كار نظارت و پيشكارى در امور درگاهى - ديوان وكالت : نظارت و پيشكارى امور درگاهى را در خورد و خوراك و اصطبل و ديگر كارها تصدى مىكرده . . . ( نقل از صفحهء 208 اصطلاحات ديوانى دورهء غزنوى و سلجوقى تأليف حسن انورى )
( 10 ) - آموى : نام شخصى بوده