تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
ص 284 ( 1 ) - نادره : كار شگفت ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 153 شمارهء ( 25 ) ( 2 ) - عشوه : بكسر اول و سكون دوم فريب ( 3 ) - اصطناع : نيكوئى كردن و برگزيدن و پروردن ، مصدر باب افتعال از مجرد صنع ( 4 ) - قديم الدهر : روزگاران كهن ( 5 ) - زبرقان : بكسر اول و سكون دوم و كسر سوم ( 6 ) - حطيئه : بضم اول و فتح دوم و سكون سوم شاعرى است از قبيلهء قيس متوفى به سال سى هجرى ( 7 ) - دع . . . : بزرگواريها را رها كن و به جستن آنها مرو چه همانا تو خود آزمند خورش و لباسى ( 8 ) - عمر خطاب : عمر بن خطاب خليفهء دوم از خلفاى راشدين ( وفات سال 23 هجرى ) ( 9 ) - تظلم : دادخواهى ، مصدر باب تفعل ( 10 ) - هجا : بكسر اول بد گفتن و ناسزاگوئى كردن در شعر ( 11 ) - مضايق : بفتح اول تنگناها جمع مضيق ( 12 ) - حسان ثابت : حسان بن ثابت شاعر معروف و مداح پيامبر گرامى اسلامى درگذشته به سال 40 يا 50 يا 54 هجرى ( 13 ) - ما هجا . . . : وى را ناسزا نگفت بلكه بر زبرقان ريد ( 14 ) - متنبى : شاعر معروف عرب و مداح عضد الدولة ( 303 - 354 ) ، از لحاظ لغوى اسم فاعل از متنبى مصدر باب تفعل ص 285 ( 1 ) - ذكر الفتى . . . : نام نكوى جوانمرد زندگانى دوم ( دوباره ) اوست و نياز وى آن چيزى است كه آن را روزى خود سازد و افزونيهاى زندگى مايهء گرفتارى و مشغول دلى است ( 2 ) - ابو العتاهيه : شاعر عرب كه به زبان ساده و بىتكلف شعر مىسرود ( 130 - 210 ) ( 3 ) - افنيت . . . : زندگانى گذشته و آينده خود را تباه كردى ، در حالى كه فرزند و اهل و خواسته مىجوئى ( 4 ) - الم . . . : مرحوم دكتر فياض در حاشيه يادآورى فرمودند كه در ديوان ابو العتاهيه « مضى » بجاى « ترى » و « حى » بجاى « خلق » آمده است و در اين صورت معنى بيت اين است : آيا نديده‌اى پادشاه ديروزين را ، هنگامى كه درگذشت ، آيا زنده‌اى ( كسى ) به آنچه او در دنيا دسترس يافت نائل شده است ( 5 ) - إذا يشد . . . روزگار چون براى قومى گره پادشاهى را سخت بندد و پيمان سلطنت استوار گرداند زمانى را خواهند ديد كه آن روزگار گره سلطنت آنان را گشاينده باشد ( 6 ) - را : حرف اضافه بمعنى « در » - معنى مصراع : در پيشگاه مرگ سر تسليم فرودآوردند ( 7 ) - كوشك : بضم اول بناى بلند و كاخ ( 8 ) - معنى مصراع : سرانجام جز جامهء مرگ چيزى با خود نبردند ( 9 ) - انقضت : اين داستان سپرى شد و اگرچه در آن اندكى درازى بود كه سخن تازه و نو ملال‌انگيز نيست ( 10 ) - سنهء . . . : سال 422 ( 11 ) - صندوقهاى شكارى : صندوقهاى خاص توشهء شكارچيان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 269 شمارهء ( 15 ) ( 12 ) - خوران‌خوران : در حال خوردن و نوشيدن حال يا قيد حالت