ص 286
( 1 ) - بياراسته بودند : آذين بسته بودند
( 2 ) - ايستاده : ايستاده بودند ، جملهء حاليه بحذف « بودند » و همچنين است حالت جملهء معطوف عليه
( 3 ) - سنگين : باوقار يا موقر
( 4 ) - برهگان :
برگان جمع بره بمعنى بچهء گوسفند ؛ در اينجا مراد گوشت بره
( 5 ) - نخچير : بفتح اول شكار در اينجا مراد گوشت شكار
( 6 ) - آچار : انواع ترشى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 179 شمارهء ( 13 )
( 7 ) - يخه : بضم اول نان تنك و نازك - يخه و يوخه چنان كه در بعضى فرهنگها آمده و امروز هم مستعمل است لغتى است تركى . . . ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 8 ) - افزون سيصد تن : بيش از سيصد تن
( 9 ) - صافى شدن : پاك شدن يا بىمنازع گشتن
( 10 ) - مبشر : مژده و بشارتدهنده ، اسم فاعل از تبشير مصدر باب تفعيل
( 11 ) - خدمت كردند : مراسم احترام بجاى آوردند
( 12 ) - كوتوال : دژبان
( 13 ) - قلعتيان : بمعنى اهل قلعه ، مركب از قلعت و ياى نسبت و الف و نون جمع
( 14 ) - عامل : حاكم و محصل ماليات
( 15 ) - رئيس : عنوانى براى منصبى نظير حاكم
ص 287
( 1 ) - برات : بفتح اول مراد نوشته يا برات وصولى خراج ( ماليات )
( 2 ) - سويت : بفتح اول و كسر دوم برابرى و يكسانى يا بمساوات
( 3 ) - بيت المال صلتى : موصوف و صفت نسبى از صله ، ظاهرا مبلغى از وجوه بيت المال يا خزانه مملكت است كه بعنوان صله و جايزه داده مىشد
( 4 ) - نظر : التفات و عنايت و نگرش به مهر
( 5 ) - برسم رفته : مطابق مرسوم گذشته
( 6 ) - نيم ترگ : نوعى خيمه
( 7 ) - كنده : شايد مصحف « گنده » باشد بمعنى بزرگ يا بطين ( شكمگنده ) ؛ گويا به سبكتگين هم « سبكتگين دراز » گفته مىشد
( 8 ) - وكيل در خويش : گماشتهء درگاه خود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 213 شمارهء ( 2 ) ، از لحاظ دستورى عطف بيان يا بدل طاهر
( 9 ) - بازنمايد : بيان كند و گزارش دهد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 197 شمارهء ( 4 )
( 10 ) - ساخت زر : زين و برگ زرين اسب
( 11 ) - بنشاندند : درجهء نشستن دادند و به ديگران مرتبهء ايستادن در مجلس سلطان
( 12 ) - نواخت ما : نوازش و عنايت ما
( 13 ) - الجمعه . . . : جمعه سه روز باقى مانده از ماه ربيع الآخر
( 14 ) - كوشك در عبد الاعلى : كاخ دروازهء عبد الاعلى در شهر بلخ ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 198 شمارهء ( 3 )
ص 288
( 1 ) - معدان : بفتح اول و سكون دوم نام مردى . . . ( نقل از منتهى الارب )
( 2 ) - بگريخت :
گريزان يا بگريز ، متمم قيدى
( 3 ) - سومنات : بزرگترين بتخانهء هندوان در سرزمين گجرات نيز نگاه كنيد به صفحهء 256 شمارهء ( 13 )
( 4 ) - براستى : راستين ، صفت آزاد مرد
( 5 ) - نزل به سزا : نزل شايسته ، موصوف و صفت - نزل : بضم اول و سكون دوم تحفه
( 6 ) -
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 389
مساهمون: محمد بن حسين البيهقي
ص٣٨٩