تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
ص 286 ( 1 ) - بياراسته بودند : آذين بسته بودند ( 2 ) - ايستاده : ايستاده بودند ، جملهء حاليه بحذف « بودند » و همچنين است حالت جملهء معطوف عليه ( 3 ) - سنگين : باوقار يا موقر ( 4 ) - بره‌گان : برگان جمع بره بمعنى بچهء گوسفند ؛ در اينجا مراد گوشت بره ( 5 ) - نخچير : بفتح اول شكار در اينجا مراد گوشت شكار ( 6 ) - آچار : انواع ترشى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 179 شمارهء ( 13 ) ( 7 ) - يخه : بضم اول نان تنك و نازك - يخه و يوخه چنان كه در بعضى فرهنگها آمده و امروز هم مستعمل است لغتى است تركى . . . ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 8 ) - افزون سيصد تن : بيش از سيصد تن ( 9 ) - صافى شدن : پاك شدن يا بىمنازع گشتن ( 10 ) - مبشر : مژده و بشارت‌دهنده ، اسم فاعل از تبشير مصدر باب تفعيل ( 11 ) - خدمت كردند : مراسم احترام بجاى آوردند ( 12 ) - كوتوال : دژبان ( 13 ) - قلعتيان : بمعنى اهل قلعه ، مركب از قلعت و ياى نسبت و الف و نون جمع ( 14 ) - عامل : حاكم و محصل ماليات ( 15 ) - رئيس : عنوانى براى منصبى نظير حاكم ص 287 ( 1 ) - برات : بفتح اول مراد نوشته يا برات وصولى خراج ( ماليات ) ( 2 ) - سويت : بفتح اول و كسر دوم برابرى و يكسانى يا بمساوات ( 3 ) - بيت المال صلتى : موصوف و صفت نسبى از صله ، ظاهرا مبلغى از وجوه بيت المال يا خزانه مملكت است كه بعنوان صله و جايزه داده مىشد ( 4 ) - نظر : التفات و عنايت و نگرش به مهر ( 5 ) - برسم رفته : مطابق مرسوم گذشته ( 6 ) - نيم ترگ : نوعى خيمه ( 7 ) - كنده : شايد مصحف « گنده » باشد بمعنى بزرگ يا بطين ( شكم‌گنده ) ؛ گويا به سبكتگين هم « سبكتگين دراز » گفته مىشد ( 8 ) - وكيل در خويش : گماشتهء درگاه خود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 213 شمارهء ( 2 ) ، از لحاظ دستورى عطف بيان يا بدل طاهر ( 9 ) - بازنمايد : بيان كند و گزارش دهد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 197 شمارهء ( 4 ) ( 10 ) - ساخت زر : زين و برگ زرين اسب ( 11 ) - بنشاندند : درجهء نشستن دادند و به ديگران مرتبهء ايستادن در مجلس سلطان ( 12 ) - نواخت ما : نوازش و عنايت ما ( 13 ) - الجمعه . . . : جمعه سه روز باقى مانده از ماه ربيع الآخر ( 14 ) - كوشك در عبد الاعلى : كاخ دروازهء عبد الاعلى در شهر بلخ ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 198 شمارهء ( 3 ) ص 288 ( 1 ) - معدان : بفتح اول و سكون دوم نام مردى . . . ( نقل از منتهى الارب ) ( 2 ) - بگريخت : گريزان يا بگريز ، متمم قيدى ( 3 ) - سومنات : بزرگترين بتخانهء هندوان در سرزمين گجرات نيز نگاه كنيد به صفحهء 256 شمارهء ( 13 ) ( 4 ) - براستى : راستين ، صفت آزاد مرد ( 5 ) - نزل به سزا : نزل شايسته ، موصوف و صفت - نزل : بضم اول و سكون دوم تحفه ( 6 ) -