امان بندگى و چاكرى
( 4 ) - پشتيوان : پشتيبان
( 5 ) - فروگرفتندش : او را بازداشت كردند
( 6 ) - بلق : بفتح اول و سكون دوم ناحيهايست نزديك غزنه و جزء زابلستان ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 7 ) - كيچى : اهل كيچ يا كيج بكسر اول و سكون دوم - كيچ مستقر پادشاه مكران است ( از حدود العالم بنقل لغتنامه ) ؛ مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند كيج ( با ياء ) نام شهرى و ناحيهايست در بلوچستان و هم اكنون به همين نام معروف است . . . معرب آن كيز
( 8 ) - ريگى : اهل ريگ ، ريگ اسم ناحيه و هم طايفهايست در بلوچستان ( حواشى دكتر فياض )
( 9 ) - آسيا بر خون بگشت : به كنايه يعنى كشتارى بزرگ شد ،
به خون غرقه شد خاك و سنگ و گيا * بگشتى به خون ، گر بدى آسيا
( فردوسى بنقل لغتنامه )
( 10 ) - مضيق : بفتح اول و كسر دوم و سكون سوم تنگنا