لا مرد . . . : حكم ايزد بزرگ و توانا را هيچ بازگردانيدنى نباشد
( 17 ) - معنى جمله : از دنبال كردن و تعقيب او بازنمىگشتند
( 18 ) - تضريب : سخن چينى ، مصدر باب تفعيل
( 19 ) - اغرا : برانگيختن و تحريك مخفف اغراء ، مصدر باب افعال
( 20 ) - بىمراد خداوندش :
بىآنكه مولاى وى ( مسعود ) چنين قصد كرده باشد
( 21 ) - خويشتن را فراهم گرفت : خود را كنار كشيد و دامن فراهم گرفت
( 22 ) - پر شد : به كنايه يعنى كاسهء صبرش لبريز شد
ص 278
( 1 ) - بخواسته بودند : خواستگارى كرده بودند
( 2 ) - شوى ناكرده : شوهر نكرده بود ، ماضى بعيد بحذف « بود »
( 3 ) - مادر خوانده : زنى كه به مادرى خود او را بپذيرند
( 4 ) - فراكردند : گماشتند و واداشتند
( 5 ) - بجاى نياورد : درنيافت و تشخيص نداد
( 6 ) - كه :
حرف ربط بمعنى اكنون كه - كه گشادهاى جملهء تابع قيدى زمان - تدبير كار خود بساز جملهء اصلى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 55 شمارهء ( 17 )
( 7 ) - حره : بضم اول مؤنث حر بمعنى زن آزاده ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 254 شمارهء ( 13 )
( 8 ) - به حق او رسم : به كنايه يعنى انعامى در ازاى اين خدمت بوى خواهم داد ، تقديم جزاى شرط براى تأكيد
( 9 ) - برقعت بازنمايد : با نامههاى مختصر بيان و اظهار كند
( 10 ) - معنى جمله : نمىتوانست تشخيص دهد ، استفهام مجازا مفيد نفى
( 11 ) - سنه . . . : سال 422
( 12 ) - در حال : بىدرنگ يا در ساعت
( 13 ) - بيرونيان : غلامانى كه در سراى غازى خدمت نمىكردند ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 184 شمارهء ( 18 )
( 14 ) - خبر بيرون نيفتد : خبر نشر نيابد و فاش نشود
( 15 ) - اخف : سبكتر و خفيفتر ، افعل تفضيل
( 16 ) - برنشاندند : سوار كردند
( 17 ) - بايستاد : درنگ و توقف كرد
( 18 ) - استران سبك : قاطران سبكپوى و تندرو ، موصوف و صفت
ص 279
( 1 ) - معنى جمله : غازى در اين حال در كاخ ( سراى ) ارسلان جاذب اقامت داشت كه در يك جانب شهر بلخ دور از قصر شاهى بود
( 2 ) - معنى جمله : براى حفظ جان گريختهام
( 3 ) - معنى جمله : براى حفظ جان بر دشمن حمله مىكنيم
( 4 ) - جيحون : آمودريا ؛ آمو و آموى نام بندرى بوده است در كنار جيحون بر سر راه خراسان به ماوراءالنهر و به همين جهت جيحون را آمودريا مىگفتند و در سطور بعد مراد از « آموى » همين شهر است ، رودكى فرمايد :
ريگ آموى و درشتى راه او * زير پايم پرنيان آيد همى
( 5 ) - سياهگرد : سياهگرد قريهء بوده است در نزديكى بلخ ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 6 ) - فرود آب براند : بجانب پائين رودخانه ( جيحون ) روانه شد
( 7 ) - رباط ذو القرنين :
بكسر اول كاروانسراى ذو القرنين ، ذو القرنين لقب اسكندر مقدونى است
( 8 ) - ترمذ : بكسر اول و سكون دوم و كسر سوم شهرى بر ساحل آمودريا نزديك مرز افغانستان
( 9 ) - على تگين :