( 6 ) - بازداشتن : نگهداشتن و پذيرائى كردن
( 7 ) - شراب نيرو گرفتى : مستى باده قوت مىگرفت و غالب مىشد
( 8 ) - بلگاتگين : نگاه كنيد به صفحهء 204 شمارهء ( 6 ) ، حاجب بزرگ معادل وزير دربار باصطلاح امروز بوده است
( 9 ) - مخنث : به كنايه مراد نامرد ، اسم مفعول از تخنيث بمعنى خمدادن و دوتا گردانيدن
( 10 ) - على دايه : علىّ بن عبيد اللّه صادق سپاه سالار خراسان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 45 شمارهء ( 15 )
( 11 ) - ماده : نامرد و زن سيرت
( 12 ) - سقط : بفتح اول و دوم سخن زشت و دشنام
( 13 ) - بهم : باهم ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 256 شمارهء ( 18 )
( 14 ) - معنى جمله : براى اين كار چارهجوئى كنند
( 15 ) - مىخواران : نام شكارگاهى است ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 210 شمارهء ( 16 )
( 16 ) - يوز : بضم اول سگ توله شكارى و نيز جانورى كوچكتر از پلنگ
( 17 ) - جوارح : بفتح اول و كسر چهارم جمع جارحة بمعنى شكارى چه پرنده و چه درنده
( 18 ) - فرسنگى دو : قريب دو فرسنگ
( 19 ) - معتمد على : مورد اعتماد على دايه و از خاصان او ، عطف بيان يا بدل اميرك
( 20 ) - شكره :
بكسر اول و فتح دوم پرندهايست شكارى از جنس باشه ( جانور شكارى كوچكتر از باز )
( 21 ) - طرفه : بضم اول و سكون دوم شگفت و غريب و نادر
ص 269
( 1 ) - گربز : بضم اول و سكون دوم و ضم سوم مكار و زيرك
( 2 ) - وجيه : بفتح اول و كسر دوم روشناس و باقدر
( 3 ) - غازى خدمتى پسنديده كرد : اشاره به اين است كه غازى بههوادارى مسعود در هنگام مخالفت وى با برادرش محمد در نيشابور خطبه بنام مسعود خواند و اعيان آن سرزمين را به اطاعت آورد
( 4 ) - ناخواهان : ضد خواهان بمعنى ناخواهنده ، صفت فاعلى ، مسند
( 5 ) - رعنائى : بفتح اول و سكون دوم گولى و احمقى و كمعقلى ، اسم مصدر مركب از رعنا مخفف رعناء مؤنث ارعن و ياى مصدرى فارسى ؛ رعنا در سياق فارسى گاه بمعنى زيبا و موزون و دلرباست
( 6 ) - معنى جمله : به كنايه يعنى ناتوان و بىپشتيبان شد - رشتهء يكتا به نخى گويند كه يك تار دارد
( 7 ) - غضاضت : بفتح اول خوارى و كم گرديدن مرتبه
( 8 ) - شربت : در اينجا مراد مقدارى از نوشيدنى زهرآلود
( 9 ) - فراكنند : بگمارند و وادار كنند
( 10 ) - پيش نشود : از پيش نرود و كارگر نيفتد و نتيجه ندهد
( 11 ) - آب ما : آبروى ما
( 12 ) - تضريب : سخن چينى كردن ، مصدر باب تفعيل
( 13 ) - معنى دو جمله : بىپردهتر چيزهائى بر آن تضريبها بيفزايند و اظهار كنند
( 14 ) - روز دير برآمده بود : مدتى زياد از روز گذشته بود
( 15 ) - صندوقهاى شكارى : موصوف و صفت ، صندوقهاى توشه كه در شكار با خود مىبردند
( 16 ) - درشت شد : خشمگين و سخت شد
( 17 ) - معنى جمله : غازى هم بسبب رفتار اريارق ضايع مىشود و از دست مىرود
( 18 ) - احتمال نكند : برنتابد و تحمل نكند
( 19 ) - بىفرمانى كنند : نافرمانى نمايند
( 20 ) - كه : حرف ربط ، در حالى كه
( 21 ) -
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 380
مساهمون: محمد بن حسين البيهقي
ص٣٨٠