تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
معاينه حال و كار در آن سرزمين تنها به تو مىرسد يا خاص تست ( 12 ) - صواب ديد : مصلحت ديد ، اسم ( مصدر مرخم ) ( 13 ) - غضاضت : بفتح اول خوارى و كم گرديدن مرتبه ( 14 ) - تحير : سرگشته شدن ، مصدر باب تفعل از مجرد حيرت ( 15 ) - مثال : بكسر اول فرمان ( 16 ) - مىپيوسته آيد : ( اين كار ) همانا پيوستگى و دوامى دارد ، پيشوند « مى » براى استمرار و تأكيد در آغاز جمله آورده شده است ( 17 ) - تردد : دودلى ، دودله شدن ، مصدر باب تفعل ( 18 ) - پخته : بضم اول و سكون دوم به كنايه مراد سنجيده و درست و ساخته و پرداخته ، صفت كار ( 19 ) - معنى جمله : دوباره رفتن ضرورت نداشته باشد ( 20 ) - ادام . . . : خداوند تندرستى او را بر دوام داراد ( 21 ) - مشهد : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم جاى حاضر آمدن مردم ص 261 ( 1 ) - اعقاب : بفتح اول و سكون دوم فرزندان و پسران و پسران پسران جمع عقب بفتح اول و كسر دوم ( 2 ) - دام . . . : نيرو بخشيدن ( خداوند ) بوى بر دوام باد ( 3 ) - مهتر فرزند : بزرگترين فرزند ( 4 ) - وديعت : بفتح اول امانت و به استعاره مراد زن در اينجا جمع آن ودائع ( 5 ) - كرائم : بفتح اول و كسر چهارم جمع كريمه بمعنى نژاده و شريف مؤنث كريم ، صفت سرپوشيدگان - سرپوشيده صفت جانشين موصوف ( زن و دختر ) بمعنى پرده‌نشين و دوشيزه ( 6 ) - خاتون : زن اصيل و ملكهء ترك و حره و بانو ( 7 ) - كريم الطرفين : از دوسوى ( پدر و مادر ) نژاده و شريف ( 8 ) - بزرگى نفس : عظمت روح ( 9 ) - سماحت اخلاق : بفتح اول رادمردى و بلندهمتى ( 10 ) - گشادن : پريدن پيوند و گسستن ( 11 ) - نيست همتاش : مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشته‌اند « شايد : نيست همتاست » بمعنى يگانه و بىهمتا نيز نگاه كنيد به صفحهء 76 شمارهء ( 26 ) ( 12 ) - اركان : مبانى و پايه‌ها جمع ركن ( 13 ) - مهر : بفتح اول و سكون دوم كابين زن ( 14 ) - هريوه : بكسر اول منسوب بهرات و مراد زر خالص ، صفت دينار ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 14 شمارهء ( 22 ) ( 15 ) - نثار : بكسر اول پيشكش و پراكندنى ( 16 ) - خازن : گنجور ، اسم فاعل از خزن ، در اينجا بمعنى تحويلدار و خزانه‌دار ( 17 ) - ادام . . . : خداوند تأييد و حفظ آنان را بر دوام داراد ( 18 ) - ناطق : گويا و بيان‌كننده ، اسم فاعل از نطق ( 19 ) - بعاجل الحال : دروقت و برفور ( 20 ) - مهد : بفتح اول و سكون دوم تخت روان ( 21 ) - تا : در اينجا معادل قيد تأكيد است بمعنى همانا و البته ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 8 شمارهء ( 24 ) ( 22 ) - تذكره : صورت و سياهه ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 258 شمارهء ( 19 ) ( 23 ) - حال : جريان امور و كارها ( 24 ) - ضمان : بفتح اول كفالت و پذيرفتارى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 7 شمارهء ( 13 )