تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
دكتر فياض در حاشيه نوشته‌اند : ظاهرا « تا پارينه سال » ( 24 ) - فرمان يافت : به كنايه يعنى مرد ( 25 ) - معنى بيت : چون كارى كامل و تمام شود ، كاستى آن نزديك آيد ، چون گفته شد چيزى كامل گشت ، نابودى آن را چشم دار ، سعدى در قصيده‌اى فرمايد :
منتهاى كمال نقصانست * گل بريزد بوقت سيرابى
ص 244 ( 1 ) - برخيره : بىسبب و بيهوده ( 2 ) - حطام عاريت : بضم اول اندك مال عاريتى دنيا - معنى جمله : براى اندك مال دنيا يكديگر را نابود مىكنند ( 3 ) - و بال : سرانجام بد ، عذاب و گناه و گرانى ( 4 ) - كه : حرف ربط بمعنى اگر - اگر چنان رفتار نكنند ، چه توانند كرد يعنى جز اين كارى نتوانند ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 150 ديوان غزليات حافظ بكوشش نگارنده :
چكند كز پى دوران نرود چون پرگار ؟ * هر كه در دايرهء گردش ايام افتاد
( 5 ) - مغالبت : چيرگى جستن و غلبه كردن ، مصدر باب مفاعله ( 6 ) - اكابر : بفتح اول جمع اكبر ، بمعنى بزرگتر ، افعل تفضيل ( 7 ) - تبانيان : بفتح اول و تشديد دوم ، سلسلهء از علما به روزگار سامانيان در غزنه و جز آن و اول آنان ابو العباس تبانى حنفى است . . . ( نقل از لغت‌نامهء دهخدا ) ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 179 شمارهء ( 9 ) ( 8 ) - ورع : بفتح اول و دوم پارسائى ( 9 ) - ديدار : چهره ( 10 ) - خط و قلمش : ظاهرا « خط قلمش » به صورت تركيب اضافى صحيح است نه « خط و قلمش » ، خط قلمش يعنى نوشتهء خامهء وى ، سعدى در وصف خط عذارى فرمايد :
جوانى خردمند و فرزانه بود * كه در وعظ چالاك و مردانه بود
نكونام و صاحبدل و حق‌پرست * خط عارضش خوش‌تر از خط دست
ص 202 بوستان سعدى ، تصحيح فروغى ، نقل از 155 يادنامهء بيهقى ، مقالهء نگارنده ( 11 ) - معنى جمله : نوشتهء خامهء وى چون چهره‌اش زيبا بود ( 12 ) - پروان : بفتح اول و سكون دوم ، شهركى در نزديكى غزنين ( 13 ) - گذشته شد : درگذشت ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 10 شمارهء ( 16 ) ( 14 ) - مشافهه : روياروى سخن گفتن ، مصدر باب مفاعله ؛ در اين مورد چنان كه در لغت‌نامهء دهخدا آمده است « نكاتى است دربارهء امرى كه شفاهى بيان شده سپس منشى يا منشيان ديوان آن را بتحرير درآورده براى شخص مورد نظر ارسال مىداشتند » ( 15 ) - بشد : از دست رفت ( 16 ) - پيچيده كار : كار مشكل و دشوار ، تقديم صفت براى تأكيد ( 17 ) - ابرام : بستوه آوردن و گرانى كردن ، مصدر باب افعال ( 18 ) - ادام . . . : تندرستى او را هميشه داراد ( 19 ) - به سزا : كامل ، صفت عمر ص 245 ( 1 ) - رباط : بكسر اول كاروانسرا يا مهمان‌سرا ( 2 ) - مانك على ميمون : مانك بن على