سرائى مىنمودم ( يعنى مكارم ترا بازمىگفتم ) و ليكن از نفس خود در اين مصيبت شكيبائى مىخواهم از بيم آنكه در شمار جنايتكاران محسوب شوم .
ترا خاك گورى نيست كه بگويم به آب رحمت سيراب كرده شود ، چه همانا تو در معرض ريزش بارانها مىباشى
درود خداوند بخشنده به همراه رحمتهائى كه بامداد و شامگاه آيد ، پياپى بر تو باد
( 2 ) - ابن الانبارى : ابن انبارى يا ابو بكر انبارى شهرت ابو بكر محمد بن قاسم ( 231 - 328 ) اديب و نحوى و لغوى عرب ( نقل از دايرةالمعارف فارسى )
( 3 ) - زيد بن على : پسر امام زين العابدين . . . زيد نخستين كسى بود كه براى انتزاع خلافت از بنى اميه پس از واقعه كربلا قيام كرد . . . ( نقل از دائرة المعارف فارسى )
( 4 ) - رضى اللّه . . . : خداوند از همهء آنان خشنود باد
( 5 ) - برسيد : به پايان آمد و تمام شد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 232 شمارهء 2
( 6 ) - خروج كردن : بضم اول به جنگ و خلاف برخاستن و شورش كردن و بر كسى بيرون آمدن
( 7 ) - هشام بن عبد الملك : بكسر اول خليفهء اموى ( 105 - 125 )
( 8 ) - نصر سيار : نصر بن سيار نخست والى بلخ بود و در سال 120 به حكومت خراسان گماشته شد
( 9 ) - حكم اللّه . . .
خدا ميان او و ميان همه خاندان پيامبر و ميان ايشان داورى فرمايد
( 10 ) - آل عباس :
خاندان بنى عباس
( 11 ) - حث : بفتح اول برانگيختن
( 12 ) - سفاح : بفتح اول نخستين خليفهء عباسى ( 132 - 136 ) كه بقتل عام هواداران امويان اهتمام داشت
( 13 ) - سديف :
بضم اول و فتح دوم و سكون سوم شاعر حجازى و از مردم مكه بود ( نقل از لغتنامهء دهخدا )
( 14 ) - و اذكرن . . . : همانا بر خاك هلاك افكندن حسين و زيد و كشتهء كنار مهراس را به ياد آور - مهراس : بكسر ميم نام چشمهء آبى است در كوه احد و مراد شاعر از قتيل مهراس حمزة بن عبد المطلب است . . . ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 15 ) - مطول : طولانى ، اسم مفعول از تطويل
( 16 ) - مبرم : استوار و محكم ، اسم مفعول از ابرام مصدر باب افعال
( 17 ) - فرانستانند : نسخهبدل « فراستانند » يعنى با وجود سنگينى و تكلف بپذيرند
( 18 ) - ذكر : ذكر فرستادن پيام بران در اين وقت نزد قدر خان براى نو كردن پيمان و عهدنامه ميان دو جانب
( 19 ) - سخت بشرح :
نيك مفصل و مشروح ، سخت قيد مشرح ، مشرح اسم مفعول از تشريح بمعنى بيان كرده و هويدا ساخته
( 20 ) - مواضعت : قرارداد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 182 شمارهء ( 5 )
( 21 ) - حره زينب : آزاده زينب يا زينب بانو ( خاتون ) دختر سلطان محمود ، حره بضم اول و تشديد دوم مفتوح مؤنث حر لقبى بوده است براى زناننژاده ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 11 شمارهء ( 12 )
( 22 ) - يغانتگين : مرحوم دكتر فياض در تعليقات چاپ سال 1324 تاريخ بيهقى صفحهء 703 نوشتهاند . . . « . . . يغان در تركى بمعنى فيل است و با نام ارسلان ( شير ) و بغرا ( شتر نر ) مناسبت دارد
( 23 ) - پارينه سال : سال گذشته ، صفت و موصوف ، مرحوم
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 363
مساهمون: محمد بن حسين البيهقي
ص٣٦٣