تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
مردم ( 8 ) - درآويختند : دست و گريبان شدند و به جنگ و جدال پرداختند ( 9 ) - معنى بيت : بر پاشنه‌هاى ما خون زخمهاى ما جارى نمىشود بلكه بر پاهاى ما مىچكد ( يعنى بر دشمن مىتازيم نه مىگريزيم ) ( 10 ) - قويتر : سخت‌تر ، قيد ( 11 ) - موالى : بفتح اول جمع مولى بالف مقصوره بمعنى بنده ( 12 ) - امير المؤمنين : فرمانرواى گروندگان لقب خليفهء پيامبر ، مراد عبد اللّه زبير است كه پس از شهادت امام حسين مدعى خلافت شد ( 13 ) - بجاى آوردند : دريافتند و تشخيص دادند و شناختند ( 14 ) - شتافت : شتافتند ، حذف ضمير متصل فاعلى « ند » بقرينهء اثبات آن در جملهء معطوف ( بكشتندش ) ( 15 ) - صبر كردند : پافشارى كردند در جنگ ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 16 ) - نيكو كنند : درست سازند و مرمت كنند ( 17 ) - كنند : بسازند ( 18 ) - جثه : بضم اول كالبد و تن و شخص ( 19 ) - انا للّه . . . : نگاه كنيد به صفحهء 221 شمارهء ( 14 ) ، در سياق فارسى از اصوات است براى تأسف و خبر از مصيبت بزرگ ( 20 ) - نبسه : بفتح اول و دوم دخترزاده ( 21 ) - عجوزه : بفتح اول زن كلان‌سال ، در عربى عجوز گفته مىشود ، در سياق فارسى گاه بر آخر اسم يا صفت مأخوذ از عربى حرفى بىتغيير معنى افزوده مىشود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 35 شمارهء ( 22 ) . ص 240 ( 1 ) - سبحان اللّه العظيم : پاك و منزه است خداوند بزرگ ، در سياق فارسى از اصوات يا شبه جمله است براى بيان تعجب بمعنى شگفتا ؛ نيز نگاه كنيد به صفحهء 205 شمارهء ( 13 ) ( 2 ) - ام‌المؤمنين : لقب هريك از زنان پيامبر اكرم ، مأخوذ از آيهء 6 سورهء احزاب ( 33 ) ( 3 ) - جگر : مجازا بمعنى دليرى و بىباكى ( 4 ) - درايستادند : كوشيدند و اصرار ورزيدند ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 25 شمارهء ( 11 ) ( 5 ) - اين اسب : به استعاره مراد « دار » ( 6 ) - را : حرف اضافه بمعنى براى ( 7 ) - ياران : جمع يار در اينجا بمعنى نظير و قرين ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 235 شمارهء ( 24 ) ( 8 ) - بس : به هيچ‌وجه و هرگز ، قيد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 5 شمارهء ( 28 ) معنى جمله : به هيچ‌وجه مايهء شگفتى نيست ( 9 ) - طاعن : طعن‌كننده و بدگو و سرزنش‌كننده ( 10 ) - و ربك . . . : جزئى است از آيهء 69 سورهء قصص ( 28 ) ، پروردگار تو مىآفريند هرچه مىخواهد و برمىگزيند ( 11 ) - برمك : برمكى - برمك : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم لقب عام رؤساى بتكدهء بودائى نوبهار بلخ ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 227 شمارهء ( 9 ) - يحيى برمك : اضافه مفيد انتساب نظير حافظ شيراز ( 12 ) - دراز مىكشد : طولانى مىشود ( 13 ) - بودى كه : ممكن بود و احتمالا يا باحتمال ، قيد شك ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 162 شمارهء ( 1 ) ( 14 ) - چيزهاى ناشايست : سخنان ناسزا ، موصوف و صفت ( 15 ) - تأذى : آزردگى خاطر و رنجيدگى ، اذيت ديدن ، مصدر باب تفعل ( 16 ) - توجع : اندوه
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 359 | محمد بن حسين البيهقي