و گيسوى ترا بياراست ، اگرچه بندهء درمخريد تو بوده است ، چون چهر ترا در مرگ زردشدهيافت يافت دل از مهر تو ببريد و سرد مهرى آغاز كرد ، بارى كور نيست
ص 236
( 1 ) - مختص : خاص كرده و خاصشده ، اسم مفعول از اختصاص
( 2 ) - مجلسى نيكو آراسته : جملهء حاليه بحذف « بود » همچنين است حال جملههاى معطوف بر آن
( 3 ) - مكبه :
بكسر اول و فتح دوم سرپوش ، آنچه بر سر طبق افكنند
( 4 ) - نوباوه : ميوهء تازه و نو
( 5 ) - بخوريم : خوريم ، فعل امر حاضر اول شخص جمع
( 6 ) - باتفاق : اتفاقا ، از قضا
( 7 ) - معنى جمله : شراب بر گلها ريخت
( 8 ) - مرغ دل : به كنايه يعنى ترسنده
( 9 ) - فاش : آشكار ، اسم فاعل از فشو بفتح اول و سكون دوم ، نظير صاف از صفو و صفاء
( 10 ) - بنگشاد : همانا افطار نكرد يا روزه نشكست
( 11 ) - فروتراشيد : سخت لاغر شد و گوشت آن فروريخت
( 12 ) - بدستور : در تاريخ بيهقى چاپ سال 1324 « به دستورى » آمده است كه صحيح مىنمايد بمعنى رخصت و اجازه ؛ حافظ فرمايد :
دوستان دختر رز توبه ز مستورى كرد * شد سوى محتسب و كار به دستورى كرد
( 13 ) - جگرآور : پردل يا دلير ، مركب از اسم و پسوند مالكيت و اتصاف ، نظير دلاور و تناور و گردنآور
( 14 ) - جزع : بفتح اول و دوم ناشكيبائى و بىتابى
( 15 ) - معنى جمله :
چه مرد بزرگى همانا پسرم بود - پسوند الف در بزرگا و مردا براى تكثير و مبالغه در وصف است ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 194 شمارهء ( 18 )
( 16 ) - مرثيه : بفتح اول و سكون دوم و كسر سوم بر مرده گريستن و بنظم او را ستايش كردن
( 17 ) - سر : سردار و مهتر و رئيس
( 18 ) - منكر : زشت و ناروا و شگفت ، اسم مفعول از انكار
( 19 ) - عبد اللّه زبير . . . : عبد اللّه بن زبير كه خداوند از آن دو ( پسر و پدر ) خشنود باد - عبد اللّه زبير پس از درگذشت معاويه با يزيد بيعت نكرد و با حضرت امام حسين به مكه رفت و پس از شهادت آن حضرت مدعى خلافت شد
ص 237
( 1 ) - خليفتى : خلافت و جانشينى ، اسم مصدر
( 2 ) - سواد : نام دشت آبرفتى دجله و فرات بوده است ( نقل از دائرة المعارف فارسى )
( 3 ) - عبد الملك مروان : عبد الملك بن مروان خليفهء اموى ( 65 - 85 ) در سال 72 هجرى سردار خونريز و بىباك خود حجاج بن يوسف ثقفى را براى دفع فتنهء عبد اللّه زبير به مكه گسيل داشت عبد اللّه پس از هفت ماه مقاومت دليرانه در جنگ كشته شد
( 4 ) - عدت : بضم اول و تشديد دوم سازوبرگ
( 5 ) - حجاج يوسف : حجاج بن يوسف ثقفى سردار خونريز و ستمكار عبد الملك والى عراقين كه عبد اللّه بن زبير را در محاصره مكه در سال 73 هجرى در ضمن جنگ بقتل رساند
( 6 ) - اقاصيص :