تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
و گيسوى ترا بياراست ، اگرچه بندهء درم‌خريد تو بوده است ، چون چهر ترا در مرگ زردشده‌يافت يافت دل از مهر تو ببريد و سرد مهرى آغاز كرد ، بارى كور نيست ص 236 ( 1 ) - مختص : خاص كرده و خاص‌شده ، اسم مفعول از اختصاص ( 2 ) - مجلسى نيكو آراسته : جملهء حاليه بحذف « بود » همچنين است حال جمله‌هاى معطوف بر آن ( 3 ) - مكبه : بكسر اول و فتح دوم سرپوش ، آنچه بر سر طبق افكنند ( 4 ) - نوباوه : ميوهء تازه و نو ( 5 ) - بخوريم : خوريم ، فعل امر حاضر اول شخص جمع ( 6 ) - باتفاق : اتفاقا ، از قضا ( 7 ) - معنى جمله : شراب بر گلها ريخت ( 8 ) - مرغ دل : به كنايه يعنى ترسنده ( 9 ) - فاش : آشكار ، اسم فاعل از فشو بفتح اول و سكون دوم ، نظير صاف از صفو و صفاء ( 10 ) - بنگشاد : همانا افطار نكرد يا روزه نشكست ( 11 ) - فروتراشيد : سخت لاغر شد و گوشت آن فروريخت ( 12 ) - بدستور : در تاريخ بيهقى چاپ سال 1324 « به دستورى » آمده است كه صحيح مىنمايد بمعنى رخصت و اجازه ؛ حافظ فرمايد :
دوستان دختر رز توبه ز مستورى كرد * شد سوى محتسب و كار به دستورى كرد
( 13 ) - جگرآور : پردل يا دلير ، مركب از اسم و پسوند مالكيت و اتصاف ، نظير دلاور و تناور و گردن‌آور ( 14 ) - جزع : بفتح اول و دوم ناشكيبائى و بىتابى ( 15 ) - معنى جمله : چه مرد بزرگى همانا پسرم بود - پسوند الف در بزرگا و مردا براى تكثير و مبالغه در وصف است ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 194 شمارهء ( 18 ) ( 16 ) - مرثيه : بفتح اول و سكون دوم و كسر سوم بر مرده گريستن و بنظم او را ستايش كردن ( 17 ) - سر : سردار و مهتر و رئيس ( 18 ) - منكر : زشت و ناروا و شگفت ، اسم مفعول از انكار ( 19 ) - عبد اللّه زبير . . . : عبد اللّه بن زبير كه خداوند از آن دو ( پسر و پدر ) خشنود باد - عبد اللّه زبير پس از درگذشت معاويه با يزيد بيعت نكرد و با حضرت امام حسين به مكه رفت و پس از شهادت آن حضرت مدعى خلافت شد ص 237 ( 1 ) - خليفتى : خلافت و جانشينى ، اسم مصدر ( 2 ) - سواد : نام دشت آبرفتى دجله و فرات بوده است ( نقل از دائرة المعارف فارسى ) ( 3 ) - عبد الملك مروان : عبد الملك بن مروان خليفهء اموى ( 65 - 85 ) در سال 72 هجرى سردار خونريز و بىباك خود حجاج بن يوسف ثقفى را براى دفع فتنهء عبد اللّه زبير به مكه گسيل داشت عبد اللّه پس از هفت ماه مقاومت دليرانه در جنگ كشته شد ( 4 ) - عدت : بضم اول و تشديد دوم سازوبرگ ( 5 ) - حجاج يوسف : حجاج بن يوسف ثقفى سردار خونريز و ستمكار عبد الملك والى عراقين كه عبد اللّه بن زبير را در محاصره مكه در سال 73 هجرى در ضمن جنگ بقتل رساند ( 6 ) - اقاصيص :