و دوستى امير محمد
( 8 ) - اكفاء : بفتح اول و سكون دوم جمع كفو بضم اول و سكون دوم بمعنى همتا
( 9 ) - جعفر برمكى : جعفر فرزند يحيى بن خالد برمكى است ، خالد بهنگام دعوت ابو مسلم باسلام گرويد ، برمك بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم لقب عام رؤساى بتكدهء بودائى نوبهار بلخ بوده است ، يحيى پسر خالد در رساندن هارون به خلافت بسيار فداكارى كرد و به وزارت هارون رسيد ، فرزندانش فضل و جعفر و محمد و موسى بيشتر كارها را از دست خليفه گرفتند . هارون از افزايش قدرت برامكه سخت به وحشت افتاد و در سال 187 جعفر را كشت و پدر و برادران او را به زندان انداخت
( 10 ) - محال :
بضم اول باطل و خطا
( 11 ) - چخيدن : بفتح اول ستيزه كردن و دم زدن
( 12 ) - جنب :
بفتح اول و سكون دوم پهلو
( 13 ) - معنى جمله : جمله معترضه است و مقصود آن است كه بو سهل از حيث حشمت كمتر از حسنك بود و از حيث فضل برتر ، اما فضل صحبت ديگرى است . . . ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 14 ) - تعدى : ستم كردن و از حد درگذشتن ، مصدر باب تفعل از مجرد عدوان
( 15 ) - خداوند خود : سرور و مولاى خويش مراد سلطان محمود
( 16 ) - مركب چوبين : كنايه از تابوت
( 17 ) - درين كيستند : در اين كار كسى بشمار نمىآيند ، استفهام مجازا مفيد نفى
( 18 ) - تهور : با بىباكى در كارى قدم نهادن
( 19 ) - اغضا : چشمپوشى كردن ، مصدر باب افعال مخفف اغضاء
( 20 ) - القدح . . . : طعن كردن در كار پادشاهى و آشكار كردن راز و دستدرازى بحرم و اهل آن و به خدا پناه مىبريم از ترك نصرت و فروگذاشت ياريش
( 21 ) - رايض : رامكننده و رياضتدهندهء اسب ، اسم فاعل ، از لحاظ دستورى عطف بيان « على »
( 22 ) - استخفاف : خوار و خفيف داشتن ، مصدر باب استفعال
( 23 ) - بازجست : پژوهش و مؤاخذه ، اسم ( مصدر مرخم )
( 24 ) - انتقام : كينه كشيدن ، مصدر باب افتعال از مجرد نقمه بكسر اول كينهكشى
( 25 ) - تشفى :
تسكين و آرامش يافتن از خشم و درد ، از غضب و كينه رستن ، مصدر باب تفعل از مجرد شفا
( 26 ) - العفو . . . : گذشت و بخشايش آنست كه در هنگام توانائى باشد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 182 شمارهء ( 3 )
ص 228
( 1 ) - قال . . . : گفت ايزد كه ياد وى گرامى است و گفتارش راست و درست
( 2 ) - الكاظمين . . . : جزئى است از آيهء 129 سورهء آل عمران ( 3 ) در شأن پرهيزگاران ، « فروخورندگان خشم و درگذرندگان از گناه و عقوبت مردم و خداوند نيكوكاران را دوست دارد . »
( 3 ) - به بند : پاى در زنجير
( 4 ) - پوشيده : پنهانى ، قيد روش و وصف
( 5 ) - محابا :
فروگذاشت كردن ، مخفف محاباة مصدر باب مفاعله
( 6 ) - مىدميد : وسوسه مىكرد و با چرب زبانى او را متقاعد مىكرد و فريب مىداد
( 7 ) - حليم : بفتح اول بردبار
( 8 ) - معتمد عبدوس :
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 349
مساهمون: محمد بن حسين البيهقي
ص٣٤٩