تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
يعنى شيوهء ديگر پيش گيريد و تغيير روش دهيد ( 8 ) - خشك فروماندند : سخت متحير و مبهوت ماندند ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 186 شماره ( 6 ) ( 9 ) - نسختها : سياهه‌ها ( 10 ) - خازن : گنجور و نگاهبان ، اسم فاعل از خزن بفتح اول و سكون دوم ( 11 ) - مشرفان : جمع مشرف بمعنى مفتش و بازرس ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 173 شماره ( 6 ) ( 12 ) - صنف : به كسر اول و سكون دوم نوع و گونه ( 13 ) - بيش‌بها : بمعنى گران‌بها و پرقيمت . خاقانى مىگويد :
عروس عافيت آنگه قبول كرد مرا * كه عمر بيش‌بها دادمش به شيربها
( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 14 ) - بازنگرفت : برنداشت و نگرفت ( 15 ) - دو استر زينى : موصوف و صفت نسبى ، دو قاطر زين‌دار ( 16 ) - كرامت : بفتح اول خلعت و اشياء نفيس گرانبها ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 36 شمارهء ( 14 ) ( 17 ) - مظالم كرد : بفتح اول دادرسى كرد و داد بداد - مظالم جمع مظلمه بمعنى دادخواهى و داد ( 18 ) - شغل عرض : كار عارضى سپاه يا ديوان عرض يا لشكرنويسى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 78 شمارهء ( 12 ) ( 19 ) - با خلل : نابسامان و داراى خلل ، صفت ، مسند ( 20 ) - وجيه : بفتح اول روشناس و صاحب قدر ( 21 ) - بيند : مصلحت بداند ص 208 ( 1 ) - معونت : بفتح اول و ضم دوم يارى و عون ( 2 ) - نشسته : در حال جلوس ، صفت مشتق از مادهء ماضى ( 3 ) - درونى و بيرونى : دو صفت نسبى ، يعنى يك حاجب از حاجبان سراى اندرونى و يك حاجب از حاجبان كاخ بيرونى او را به جامه‌خانه بردند ( 4 ) - هفت‌صدگانى : هفتصد مثقالى ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ؛ صفت كمر ، مركب از هفتصد + گانى پسوند نسبت ( 5 ) - اشارت : اشاره و فرمان و دستور ( 6 ) - انديشه بايد داشت : تدبير بايد كرد ( 7 ) - بو سهل حمدوى : در زمان امير محمد وزير بود ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 15 شمارهء ( 25 ) ( 8 ) - اشراف مملكت : بكسر اول زير نظر گرفتن كارهاى كشور و خبر دادن از آن ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 52 شمارهء ( 18 ) ، تفتيش و بازرسى ( 9 ) - شاگردان : زيردستان و دستياران ( 10 ) - اثرها نموده‌اى : كارهاى بزرگ و نمايان كردى ( 11 ) - سخت برسم : رسمانه‌مرحوم ، مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشته‌اند « يعنى با آداب و با تعارفات » ( 12 ) - معنى جمله : بوى نپز احترامى شايسته گزاردند و هديه دادند ( 13 ) - ديوان وزارت : جايگاه صدراعظم يا دفتر خواجهء بزرگ احمد حسن ميمندى ( 14 ) - معنى جمله : قدرت و توانائى و نفاذ امر بسيار بخشيد ( 15 ) - ژكيدن : بفتح اول بر وزن رسيدن ، آهسته سخن گفتن باشد و زير لب از روى خشم و قهر و غضب ( برهان قاطع )