تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
به صفحهء 76 شمارهء ( 13 ) ( 21 ) - نيك آمد : ( سخن شما ) پسنديده شد ( 22 ) - معنى جمله : چون بازگشتن وى نزديك شد ص 200 ( 1 ) - خالى كرد : با او در خلوت نشست ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 7 شمارهء ( 23 ) ( 2 ) - واجب نكند : سزاوار نباشد و مصلحت نيست ( 3 ) - معنى جمله : جان تازه را پس از حكم خداى متعال بمدد خدايگان ( پادشاه ) بدست آورده‌ام ( 4 ) - كفارت : بفتح اول آنچه بدان گناه را ناچيز نمايند از صدقه و روزه و مانند آن ( 5 ) - معنى جمله : ما را از اين كار منصرف نبايد كرد ( 6 ) - مگر : همانا ، قيد تأكيد ( 7 ) - معنى جمله : حضور تو بايسته و لازم است و به كار مىآئى ( 8 ) - بيغوله : بفتح اول و سكون دوم كنج و گوشه ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 163 شماره ( 6 ) ( 9 ) - روزگار عذر خواستن : وقت پوزش خواهى ( بر گناهان از خداوند ) ( 10 ) - معنى دو جمله : امير درين تدبير كه مصلحت ديده است حال و كارش نكوتر شود ( 11 ) - خداوند : مراد خواجه احمد بن حسن ميمندى ( 12 ) - ديدار : مصلحت ديد و بصيرت ( 13 ) - مىگويد : ظاهرا برسم خط قديم مىگوئيد است كه مخاطب آن بو نصر است و ياران او ( 14 ) - تو : مرجع آن بو نصر ( 15 ) - معنى جمله : چنين چيزهائى كه بيان كردى ، هست ( 16 ) - گفتم : فاعل اين فعل بو نصر است ( 17 ) - معنى جمله : بچاره و زيركى عمر بسر مىبرم ( تا از مكر بو سهل ايمن بمانم ) ( 18 ) - گفت : خواجه احمد حسن فرمود ( 19 ) - خدمت كردم : در برابر خواجه احترام بجاى آوردم و عرض بندگى كردم ( 20 ) - آرايش روزگار ما : آراستگى زمان پادشاهى ما ص 201 ( 1 ) - مىبايد : ضرورت دارد و بايسته است ، فعل تام ، حشمت مسند اليه ( فاعل ) - مرجع ضمير « تو » خواجه احمد حسن است ؛ مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشته‌اند ظاهرا از باب التفات از غيبت بخطاب ( 2 ) - شاگردان : خدمتگران و دستياران و چاكران ( 3 ) - نذر : بفتح اول و سكون دوم پيمان و آنچه بر خود واجب گردانند ( 4 ) - شغل سلطان : كار سلطانى ( 5 ) - بر من بيرون آيند : با من به مخالفت برخيزند ( 6 ) - شرايطها : بفتح اول جمع شرايط و شرايط جمع شريطه بمعنى شرط ؛ در سياق فارسى گاه جمع عربى را مفرد شمرده و به فارسى جمع بسته‌اند ، منوچهرى فرمايد :
بيابان درنورد و كوه بگذار * منازلها بكوب و راه بگسل
( 7 ) - تمكين : قدرت و تسلط ( 8 ) - باشد كه : شايد و احتمال دارد ( 9 ) - نيك از جاى بشد : سخت بخشم آمد ( 10 ) - نشاط و شراب : شايد نشاط شراب ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - رامش مى ، در اينجا مراد برگزارى مجلس عشرت ( 11 ) - چوگان : بفتح اول و