برمىداشتند تا به خانهء شخص بفرستند ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 15 ) - معنى جمله : كسان ديگر نيز شايسته خدمتگزارى مىشوند و بعنايت پادشاه شهرت و مقامى بدست مىآورند .
ص 197
( 1 ) - او : مرجع ضمير سلطان مسعود است ، مرحوم دكتر فياض نوشتهاند « يعنى امير را »
( 2 ) - وى : مرجع ضمير بو نصر است
( 3 ) - آزارم آمد : مرا رنجش آمد يا رنجه خاطر شدم ، م ضمير متصل مفعولى
( 4 ) - بازنمائى : بيان كنى
( 5 ) - اقداح : بفتح اول و سكون جمع قدح بمعنى كاسه - معنى جمله : كاسههاى بزرگتر باده به گردش آمد
( 6 ) - سحرگاهى : سحرگاهان يا در سحرگاه ، ياى آخر آن پسوند توقيت است ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 194 شمارهء ( 9 )
( 7 ) - برنشست : سوار شد
( 8 ) - براثر او : بدنبال وى يا بر پى او
( 9 ) - اشراف : زير نظر گرفتن و اطلاع يافتن بر چيزى و خبر دادن ، مشرفى مصدر باب افعال ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 52 شمارهء ( 18 ) - منشور اشراف : فرمان مشرفى
( 10 ) - سواد : بفتح اول پيشنويس ، مسوده
( 11 ) - بياض كنند : بفتح اول پاكنويس كنند - بياض : سپيدى
( 12 ) - قلم ديوان : ظاهرا مراد قلم خاص ديوان رسالت است
( 13 ) - معنى جمله : تا هنگام نماز ظهر وقت صرف شد
( 14 ) - صدور : بضم اول بزرگان و وزراء جمع صدر
( 15 ) - مقرمط : بضم اول و فتح دوم و سكون سوم و فتح چهارم تنگ و باريك نوشته ، اسم مفعول از قرمطه بر وزن فعلله
( 16 ) - سپر بيفكند : به كنايه يعنى تسليم شد
( 17 ) - اندازه به تمامى بدانست : حد يا پهناى كار را خوب شناخت و به عظمت كار پى برد
( 18 ) - نيز :
ديگر ، از آن پس
( 19 ) - برننهاد و فروننهاد : مطلب را دست نزد و زير و بالا نكرد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 51 شمارهء ( 23 )
( 20 ) - ملاطفات : در اينجا بمعنى ملطفهها يا نامههاى خرد ، نيز نگاه كنيد به صفحه 64 شمارهء ( 17 )
( 21 ) - انقباض : گرفتگى خاطر مصدر باب انفعال ؛ شايد مقصود اين باشد كه بو نصر طبعا اهل عيش و عشرت نبود
( 22 ) - عليه . . . :
بخشايش و خشنودى خداى وى را باد .
ص 198
( 1 ) - ذكر . . . : ياد كرد تاريخ سال 422
( 2 ) - غرة : بضم اول و تشديد دوم شب اول ماه
( 3 ) - كوشك در عبد الاعلى : كاخ دروازهء عبد الاعلى در بلخ ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 79 شمارهء ( 7 )
( 4 ) - مقام كند : بضم اول اقامت كند
( 5 ) - راست كرده بودند : آماده و فراهم ساخته بودند
( 6 ) - دهليز : بكسر اول و سكون دوم دالان
( 7 ) - فرمود : ساخت و بنا كرد
( 8 ) - بكس نشمردى : درخور اعتنا فرض نمىكرد و به حساب نمىآورد
( 9 ) - شادياخ : نام محلهاى بزرگ پيوسته به شهر نيشابور ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 32 شمارهء ( 1 )
( 10 ) -
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 328
مساهمون: محمد بن حسين البيهقي
ص٣٢٨