و حيله و مكر و تزوير و پوشيدن حقيقت ، مصدر باب تفعيل از مجرد لبس بفتح اول و سكون دوم بمعنى پوشيدن
( 4 ) - تضريب : سخنچينى نمودن و دشمنى انگيختن ميان دو كس و دوبرهم زدن ، مصدر باب تفعيل از مجرد ضرب
( 5 ) - معنى جمله : خاطرتر از سوى ما نگران و مشوش كنند
( 6 ) - لفظ : سخن
( 7 ) - قباى خاصه : جامهء ويژه كه بسلطان اختصاص داشت
( 8 ) - معنى جمله :
قباى خاصه را بر دوش او انداختند
( 9 ) - كموشكار : كمربند
( 10 ) - دست عالى : دست شريف و و الا
( 11 ) - كرامت : اكرام و بزرگداشت و احترام
( 12 ) - نواختى قوى : نوازش و عنايتى بسيار
( 13 ) - مردم حضرت : كسان و خدم و حواشى درگاه شاهى
( 14 ) - طاهر : طاهر دبير صاحب ديوان رسالت مسعود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 7 شمارهء ( 5 )
( 15 ) - وكالت در : بكسر اول وكيل در بودن ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 51 شمارهء ( 9 ) ؛ ولى در اينجا بمعنى پيشكار و نماينده و گماشته بودن
( 16 ) - طارم : بناى گنبدى شكل ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 188 شمارهء ( 18 ) - معنى جمله : طارم كاخ بيرونى محل دفتر ما بود
( 17 ) - عميد : بفتح اول و كسر دوم سرور و مهتر
( 18 ) - ابو سهل : خواجه عميد ابو سهل الخ اين چند سطر متن و نامهاى ذكرشده در آن محل شك است و احتمال غلطهائى در آن مىرود ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 19 ) - ادام . . . : خداوند وى را پيوسته نيرو بخشاد و توانائى دهاد
( 20 ) - ناصر دين اللّه :
ياريگر كيش يزدان ، لقب فرخزاد بن مسعود پادشاه غزنوى ( 451 - 441 )
( 21 ) - زيبا :
زيبنده و شايسته
( 22 ) - اديبك : اديب بزرگ ، ك پسوند در اينجا براى تعظيم است چنان كه در حسنك
( 23 ) - دوغابادى : منسوب به دوغاباد دهى از تربت حيدريه ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 24 ) - پياده : ناآزموده و غير مسلط .
ص 194
( 1 ) - بر يك دورش ديباى سياه : يك پيرامون دوات در حرير سياه گرفته شده بود ، به نظر مىرسد دوات بزرگ پايهدار بوده و بيش از يك دور داشته است
( 2 ) - محلى تمام : مقامى و الا
( 3 ) - نيم ترك : نوعى خيمهء كوچك
( 4 ) - هر دو مهتر : مراد بو نصر و طاهر
( 5 ) - به نامه پيوستى :
كار بصدور نامه مىرسيد
( 6 ) - معنى جمله : پياپى كار انجام داده مىشد
( 7 ) - مظالم : بفتح اول جمع مظلمه بمعنى دادخواهى و داد و آنچه بستم گرفته شود
( 8 ) - جواز : بفتح اول پروانه و اجازهنامه
( 9 ) - چاشتگاهى : در چاشتگاه يا نزديك به ميانهء روز ، ى پسوند توقيت است معادل « ان » نيز نگاه كنيد به صفحهء 400 گلستان بكوشش نگارنده
( 10 ) - فوج :
بفتح اول گروه
( 11 ) - عبيد اللّه : بضم اول و فتح دوم و سكون سوم
( 12 ) - نبسه : بفتح اول و دوم دخترزاده
( 13 ) - بو العباس اسفرايينى : وزير سلطان محمود ، نگاه كنيد به صفحهء 6 شمارهء ( 20 )
( 14 ) - نبايد : بايسته نيست و ضرورت ندارد كه در ديوان رسالت باشد ، فاعل آن بو الفتح حاتمى
( 15 ) - خويشتندار : خوددار و بردبار
( 16 ) - مشرف :
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 326
مساهمون: محمد بن حسين البيهقي
ص٣٢٦