تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
و حيله و مكر و تزوير و پوشيدن حقيقت ، مصدر باب تفعيل از مجرد لبس بفتح اول و سكون دوم بمعنى پوشيدن ( 4 ) - تضريب : سخن‌چينى نمودن و دشمنى انگيختن ميان دو كس و دوبرهم زدن ، مصدر باب تفعيل از مجرد ضرب ( 5 ) - معنى جمله : خاطرتر از سوى ما نگران و مشوش كنند ( 6 ) - لفظ : سخن ( 7 ) - قباى خاصه : جامهء ويژه كه بسلطان اختصاص داشت ( 8 ) - معنى جمله : قباى خاصه را بر دوش او انداختند ( 9 ) - كموشكار : كمربند ( 10 ) - دست عالى : دست شريف و و الا ( 11 ) - كرامت : اكرام و بزرگداشت و احترام ( 12 ) - نواختى قوى : نوازش و عنايتى بسيار ( 13 ) - مردم حضرت : كسان و خدم و حواشى درگاه شاهى ( 14 ) - طاهر : طاهر دبير صاحب ديوان رسالت مسعود ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 7 شمارهء ( 5 ) ( 15 ) - وكالت در : بكسر اول وكيل در بودن ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 51 شمارهء ( 9 ) ؛ ولى در اينجا بمعنى پيشكار و نماينده و گماشته بودن ( 16 ) - طارم : بناى گنبدى شكل ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 188 شمارهء ( 18 ) - معنى جمله : طارم كاخ بيرونى محل دفتر ما بود ( 17 ) - عميد : بفتح اول و كسر دوم سرور و مهتر ( 18 ) - ابو سهل : خواجه عميد ابو سهل الخ اين چند سطر متن و نامهاى ذكرشده در آن محل شك است و احتمال غلطهائى در آن مىرود ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 19 ) - ادام . . . : خداوند وى را پيوسته نيرو بخشاد و توانائى دهاد ( 20 ) - ناصر دين اللّه : ياريگر كيش يزدان ، لقب فرخ‌زاد بن مسعود پادشاه غزنوى ( 451 - 441 ) ( 21 ) - زيبا : زيبنده و شايسته ( 22 ) - اديبك : اديب بزرگ ، ك پسوند در اينجا براى تعظيم است چنان كه در حسنك ( 23 ) - دوغابادى : منسوب به دوغاباد دهى از تربت حيدريه ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 24 ) - پياده : ناآزموده و غير مسلط . ص 194 ( 1 ) - بر يك دورش ديباى سياه : يك پيرامون دوات در حرير سياه گرفته شده بود ، به نظر مىرسد دوات بزرگ پايه‌دار بوده و بيش از يك دور داشته است ( 2 ) - محلى تمام : مقامى و الا ( 3 ) - نيم ترك : نوعى خيمهء كوچك ( 4 ) - هر دو مهتر : مراد بو نصر و طاهر ( 5 ) - به نامه پيوستى : كار بصدور نامه مىرسيد ( 6 ) - معنى جمله : پياپى كار انجام داده مىشد ( 7 ) - مظالم : بفتح اول جمع مظلمه بمعنى دادخواهى و داد و آنچه بستم گرفته شود ( 8 ) - جواز : بفتح اول پروانه و اجازه‌نامه ( 9 ) - چاشتگاهى : در چاشتگاه يا نزديك به ميانهء روز ، ى پسوند توقيت است معادل « ان » نيز نگاه كنيد به صفحهء 400 گلستان بكوشش نگارنده ( 10 ) - فوج : بفتح اول گروه ( 11 ) - عبيد اللّه : بضم اول و فتح دوم و سكون سوم ( 12 ) - نبسه : بفتح اول و دوم دخترزاده ( 13 ) - بو العباس اسفرايينى : وزير سلطان محمود ، نگاه كنيد به صفحهء 6 شمارهء ( 20 ) ( 14 ) - نبايد : بايسته نيست و ضرورت ندارد كه در ديوان رسالت باشد ، فاعل آن بو الفتح حاتمى ( 15 ) - خويشتن‌دار : خوددار و بردبار ( 16 ) - مشرف :