به صفحهء 48 شمارهء ( 13 )
( 9 ) - او را : در برابر او يا براى احترام به او
( 10 ) - حسن سهل :
برادر فضل بن سهل وزير است كه مأمون او را پس از كشتن فضل به وزارت گماشت
( 11 ) - حاجبش : حاجب حسن سهل
( 12 ) - معنى جمله : پاهاى حسن سهل در رفتار بهم مىپيچيد
( 13 ) - معنى جمله : آن غرور و تكبر از محمود در سر وى جاى گرفته بود
( 14 ) - تاريخ يمينى : مراد مجلداتى از تاريخ بيهقى يا تاريخ آل سبكتگين بوده است كه اختصاص به سلطنت يمين الدولة سلطان محمود داشت
( 15 ) - ذو الرياستين : داراى دو رياست چون فضل بن سهل وزير مأمون از اهل سرخس علاوه بر رياست سپاه بر ديوان و دفتر نيز رياست داشت به اين لقب مشهور شد ولى به گفتهء بيهقى اين لقب را بسبب وزارت مأمون و وزارت حضرت امام رضا يافت
( 16 ) - ذو اليمينين : داراى دو دست راست ، طاهر بن حسين بنيادگذار سلسله طاهريان پس از فتح بغداد با حضرت امام رضا بامر مأمون به وليعهدى بيعت كرد ولى اين بيعت را با دست چپ خود كرد و گفت دست راستم مشغول بيعت با مأمون است چون مأمون از اين پيش آمد آگاه شد گفت من دست چپ طاهر را دست راست مىخوانم به همين سبب بطاهر ذو اليمينين شهرت يافت
( 17 ) - ايها الوزير :
اى وزير
ص 190
( 1 ) - دلگير : دلآزار ، صفت مركب فاعلى
( 2 ) - ايد . . . : خداوند وزير را نيرو و قوت دهد
( 3 ) - فرودستتر اوليا : حقيرترين ياران
( 4 ) - بدست گرفت : همانا دست گرفت يا دستگيرى كرد و بركشيد ، پيشوند فعلى باء براى تأكيد است
( 5 ) - محمد زبيده : فرزند بزرگتر هارون و ملقب بامين پسر زبيدهء دختر جعفر بن منصور كه از دوسوى نسبت وى ببنى هاشم مىرسيد و از 193 تا 198 خلافت كرد و پس از فتح بغداد بدست طاهر گرفتار شد و سرانجام بقتل رسيد و سرش به خدمت مأمون فرستاده شد
( 6 ) - پوشنگ : بضم اول و سكون دوم و فتح سوم نام ولايتى ميان قندهار و مولتان معرب آن فوشنج و نيز نام شهرى نزديك هرات
( 7 ) - معنى جمله : حرفى بدنبال حرفى آيد يا مطلبى بمطلب ديگر كشد
( 8 ) - ذو القلمين : صاحب دو قلم ، چنان كه خواهد آمد لقب على سعيد است كه هم صاحب ديوان رسالت مأمون بود و هم دبير حضرت رضا در ايام وليعهدى
( 9 ) - دو سال و چيزى : دو سال و چند ماه يا دو سال و اندى
( 10 ) - بمشهد من : بمحضر من يا در حضور من
( 11 ) - معنى جمله : اگرچه بر علويان نپايد
( 12 ) - امام روزگار : پيشواى زمان يا امام وقت
( 13 ) - مدينهء رسول :
مدينة النبى كه نام آن پيش از مهاجرت پيامبر اسلام يثرب بود
( 14 ) - بر سبيل خوبى : بر روش و طريق نيكى و احترام
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 324
مساهمون: محمد بن حسين البيهقي
ص٣٢٤