تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
قيد براى وزد ( 22 ) - مالشهاى وى : گوشمالها ، گوش‌پيچها ( 23 ) - فالعياذ . . . : پس پناه بر خدا ( 24 ) - حالى باشد : وضعى پيش آيد كه من بر محمود بيرون آيم و نافرمان شوم . ص 185 ( 1 ) - زندگانى وى : حيات و بقاى او ( 2 ) - بيعت : بفتح اول و سكون دوم عهد و پيمان ( 3 ) - منوچهر قابوس : فلك المعالى منوچهر بن قابوس از امراى زيارى ( 403 - 423 ) ( 4 ) - محدثى : قصه‌گوئى ، اسم مصدر ( 5 ) - سپرغم : بكسر اول و فتح دوم و سكون سوم و فتح چهارم گل و ريحان ( 6 ) - ترنج : بضم اول و ثانى و سكون ثالث و جيم ميوه‌ايست معروف كه پوست آن را مربا سازند . . . ( برهان قاطع ) ( 7 ) - طبق : بفتح اول و دوم ظرف معروف ، به نظر مىرسيد « طبقها » مصحف « طيبها » باشد بمعنى بوهاى خوش و مراد گياهان خوشبو و مواد معطر ( 8 ) - ستارآباد : بكسر اول شكل ديگرى از كلمه استرآباد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 9 ) - جلد : بفتح اول و سكون دوم چست و چالاك ( 10 ) - بر شبه عرابيان : مانند اعرابيان يا تازيان بيابان‌نشين ، عرابيان مخفف اعرابيان است كه جمع اعرابى باشد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 7 شمارهء ( 1 ) - ؛ انورى فرمايد :
چو پادشه بشنيد اين سخن بخازن گفت * كه آنچه خواست عرابى برو دو چندان آر
ص 649 ج 2 ديوان انورى ، تصحيح مدرس رضوى ( 11 ) - زى : بكسر اول و تشديد دوم پوشش و هيئت ( 12 ) - نزل : بضم اول و سكون دوم تحفه ( 13 ) - پوشيده : پنهانى ، قيد وصف و روش ( 14 ) - بخطها : همراه با نوشته‌ها و خطوط ( 15 ) - طرائف : بفتح اول جمع طريفه بمعنى هر چيز كمياب و نو و تازه و خوش ( 16 ) - دهستان : ناحيه‌ايست كه متصل بجرجان و در كنار درياى خزر بوده . . . ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 17 ) - انزال : بفتح اول و سكون دوم تحفه‌ها جمع نزل ( 18 ) - اين محدث و يارش : از لحاظ دستورى عطف بيان يا بدل « معتمدان او » ( 19 ) - سكاوند : بفتح اول شهركى بوده است جزء ولايت باميان ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 20 ) - ساخته : آماده و مهيا و مجهز ( 21 ) - دويت : بفتح اول و كسر دوم ممال دوات ص 186 ( 1 ) - به من انداخت : بسوى من افكند ، رسم بوده است كه پادشاه نامه را پيش زيردستان مىانداخت ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 11 شمارهء ( 10 ) ( 2 ) - بو الفضل : ظاهرا عبارت از اينجا تا « بدست وى آمد » معترضه‌يى است از خود بيهقى كه در سخن عبد الغفار درج كرده است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 3 ) - تأمل كردم : نيك نگريستم ، تأمل مصدر باب تفعل ( 4 ) - آورده : آورده بود ماضى بعيد است بحذف « بود » بقرينهء « بود » در جملهء تابع ( نيكوتر
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 321 | محمد بن حسين البيهقي