تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
ص 435 گلستان بكوشش نگارنده ( 11 ) - صاحب ديوانى : عهده‌دار عايدات مملكت بودن يا شغل مستوفىالممالكى كه معادل با وزارت دارائى كنونى است ( 12 ) - مهم : كار بزرگ ( 13 ) - حاصل محض : مجموع حساب خالص يا آنچه در نزد وى موجود است ( 14 ) - خاص خود : اموال مخصوص خويش ، صفت جانشين موصوف ( 15 ) - تنخواه : سرمايه و مال و متاع ( 16 ) - معدل‌دار : در نسخه‌هاى ديگر معدل‌وار ، هر دو مجهول و مشكوك است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) - معدل : راست‌كننده و آنكه گواهى به عدالت كسى دهد ، اسم فاعل از تعديل ( 17 ) - عامل گرديز : حاكم ولايت گرديز - گرديز بفتح اول و سكون دوم و كسر سوم ، ولايتى است ميان غزنه و هند ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 18 ) - فرودآمد : قلمداد شد يا بقلم آورده شد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 179 شمارهء ( 4 ) ( 19 ) - سياست راندن : بكسر اول شكنجه و عذاب و مجازات كردن ( 20 ) - از دل : از صميم دل يا برضا و رغبت ص 181 ( 1 ) - امير مسعود : عطف بيان پادشاه ( 2 ) - بازمىنمود : بيان مىداشت و اظهار مىكرد ( 3 ) - بيرون آمد : استنباط و استخراج شد - معنى دو جمله : معلوم شد كه هزار هزار درم موجودى ابو سعيد است ولى شانزده هزار هزار درم باقى داراست ( يعنى مال دولت نزد اوست ) و در دفاتر ديوان نمودار نيست ( 4 ) - ما لا . . . : آنچه در آن جاى هيچ سخن نباشد ، بىگفتگو ( 5 ) - معنى جمله : وجه و طريقهء پرداخت اين مال چيست و نظر تو چه مىباشد ؟ ( 6 ) - بر بنده : بر عهدهء اين چاكر ( 7 ) - سخت به درد : از صميم دل و به دردناكى ( 8 ) - چنين : بدين گونه و روش ( 9 ) - نيكو داشت : نيك‌رفتارى كردن و پاس خاطر كسى را داشتن ، مصدر مرخم ( 10 ) - رحمة . . . : بخشايش خدا بر همهء ايشان باد ( 11 ) - زينبى : احتمال قوى مىرود كه « زينتى » باشد همان‌كه در لباب الالباب ( ج 2 ص 39 ) نامبرده شده است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 12 ) - پيل‌وار : پيل‌بار ، مقدار بار يك پيل نظير خروار ( 13 ) - عيار : آنچه در درهم و دينار از طلا يا نقرهء خالص قرار داده باشند ( نقل از لغت‌نامهء دهخدا ) ( 14 ) - صلت گران : بكسر اول و فتح دوم جايزهء بزرگ و گران وزن ( 15 ) - چند : چه بسيار ، قيد كميت ( 16 ) - بهانه : دست‌آويز و باعث و سبب ( 17 ) - بافراطتر : افزونتر و بيشتر ( 18 ) - روزگار : زندگانى و عمر ، فردوسى فرمايد :
كنون روزگار من آمد بسر * ترا بست بايد به شاهى كمر
( نقل از لغت‌نامهء دهخدا ) ( 19 ) - آن باد : به استعاره مقصود آن نسيم كرم يا آن توفان بخشش ( 20 ) - نادر گذاشتنى :