در صفحهء 154 يادنامهء ابو الفضل بيهقى درست نمىنمايد ؛ جنگ پايست موصوف و صفت يعنى جنگ پايسته و مداوم و پيوسته و بر دوام
ص 172
( 1 ) - مارآباد : ديهى بوده است كه امروز « مروه » نامند ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 2 ) - همچنان : همانا ، قيد تأكيد ، سعدى فرمايد :
اسب تازى و گر ضعيف بود * همچنان از طويلهء خربه
ص 52 گلستان ، بكوشش نگارنده
( 3 ) - نمودار : بضم يا فتح اول علامت و نشان و دليل
( 4 ) - ديد : در خواب ديدار كرد
( 5 ) - فتوح : بضم اول جمع فتح بمعنى فيروزى و گشايش
( 6 ) - بزدند : مغلوب كردند و شكست دادند
( 7 ) - مداين : بفتح اول و كسر چهارم نامى است كه عرب به مجموع دو شهر طيسفون در ساحل يسار دجله نزديك بغداد حاليه و شهر سلوسى ( سلوكيه ) واقع در ساحل يمين دجله مىدادند و يا اين دو شهر را با پنج شهر ديگر مداين سبعة مىخواندند ( نقل از لغتنامهء دهخدا )
( 8 ) - بتاختند : راندند و گريزاندند بيرون كردند ، در اينجا بوجه متعدى به كار رفته است
( 9 ) - و : ظاهرا اين « واو » زائدست . . . ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 10 ) - در شدندى : اندرون شدندى يا درآمدندى
( 11 ) - عزايم : بفتح اول جمع عزيمت ارادهء استوار و عزم جزم
( 12 ) - كه از آن جوانان : نسبت بعزم و ارادهء جوانان
( 13 ) - بو جعفر زيادى :
رجوع كنيد بتاريخ بيهق كه خاندان زياديان را بشرح ذكر كرده است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 14 ) - بو الحسن سيمجور : ابو الحسن سيمجور حكمران خراسان معاصر عبد الملك اول و منصور اول و نوح دوم سامانى
( 15 ) - تولك : قلعهء بوده است از غور در حدود كوههاى هرات ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 16 ) - حزم : بفتح اول و سكون دوم دورانديشى
( 17 ) - محتشم : باحشمت ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 20 شمارهء ( 15 )
( 18 ) - فرود سراى : بن سراى و پايين خانه
( 19 ) - نبهره : بفتح اول و دوم و سكون سوم پوشيده و نهانى ، صفت راهها نيز نگاه كنيد به صفحهء 979 تاريخ بيهقى چاپ سال 1350
( 20 ) - برآوردند : ساختند يا بنا كردند
( 21 ) - قيلوله : بفتح اول و سكون دوم و ضم سوم خفتن در نيمروز و پيش از ظهر
( 22 ) - مزمل : بضم اول و فتح دوم و تشديد سوم مكسور در سياق فارسى بمعنى شير آب
( 23 ) - خيش : پردهاى از كتان كه به ميان خانه درآويزند و براى ترويج ( باد زدن ) آن را به حركت آرند تا خانه خنك شود ( نقل از لغتنامهء دهخدا )
ص 173
( 1 ) - طلسم : بكسر اول و دوم و سكون سوم ، دستگاهى بعلم حيل ( علم تدابير و حيلهها كه بمدد آن مىتوان كارهاى شگفت انجام داد ) كرده ، ( از يونانى طلسما
Telesma
) . . . ( نقل از