ص 417 ديوان انورى جلد اول ، باهتمام مدرس رضوى
( 12 ) - معنى جمله : در دو فرسنگى بود
( 13 ) - را : حرف اضافه بمعنى در
( 14 ) - منجنيق :
بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم و كسر چهارم سنگانداز ، فلاخنمانندى است بزرگ كه بر سر چوبى تعبيه كنند و سنگ در آن كرده به طرف دشمن اندازند ( نقل از لغتنامهء دهخدا )
( 15 ) - سمج : بضم اول و سكون دوم نقب و حفره - سمج گرفتند : به كندن سوراخهائى در زير قلعه دشمن پرداختند
( 16 ) - فرودآوردندى : فرومىافكندند و خراب مىكردند و پائين مىآوردند ، متعدى فرودآمدن
( 17 ) - جنگ ريشاريش : جنگ دست و گريبان يا جنگ تنبهتن ، موصوف و صفت
( 18 ) - هولتر : هائلتر و مخوفتر
( 19 ) - يار شد : همراه و قرين گشت
( 20 ) - خوش خوش : آهسته آهسته و آرام آرام ، قيد وصف و روش
ص 171
( 1 ) - گرفتند : آغاز كردند
( 2 ) - نماز پيشين : نماز ظهر يا نيمروز
( 3 ) - برجوشيدند : گرد آمدند و انبوهى كردند
( 4 ) - داد بدادند : حق جنگ و نبرد را ادا كردن
( 5 ) - معنى جمله :
براى حفظ جان جنگ مىكردند
( 6 ) - بستدند : يعنى لشكريان بستدند ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 7 ) - تا : حرف ربط است بمعنى « يا » ، ناصر خسرو فرمايد :
شايد كه ز شهر خويش دورم * تا نيست سوى امير بارم
ص 419 ديوان ناصر خسرو تصحيح مينوى و محقق
( 8 ) - گردند : بايد ظاهرا مصحف « كردند » باشد در نسخهء تاريخ بيهقى تصحيح مرحوم دكتر فياض چاپ 1324 نيز « كردند » ضبط شده است كه با سياق عبارت سازگارتر است
( 9 ) - زينهار دادند : امان و مصونيت و پناه دادند
( 10 ) - برده : بفتح اول و سكون دوم بنده و اسير و غلام و كنيز
( 11 ) - بكارآمدهتر : مفيدتر و مناسبتر و ضرورتر
( 12 ) - نادرهتر : كميابتر و طرفهتر و ديريابتر و نفيستر
( 13 ) - خاصه : خواص و مقربان مسعود
( 14 ) - پست كردند :
هموار كردند
( 15 ) - پاىمرد : پايمرد بمعنى شفيع و ميانجى
( 16 ) - غرجستان : بفتح اول و سكون دوم ، ناحيهايست كوهستانى ميان هرات و كابل ، به صورت غرشستان و غرچه نيز ضبط شده است ، نگاه كنيد به لغتنامهء دهخدا
( 17 ) - از بن دندان : به كنايه يعنى برضا و رغبت
( 18 ) - بلاحمر . . . : معنى عبارت معلوم نشد . . . شايد : بلاحمد و لا اجر باشد يعنى بدون احمادى كه ببيند يا مزدى كه بگيرد ، مفت و مجانى ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 19 ) - كوتوال :
نگهدار قلعه ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 6 شمارهء ( 12 )
( 20 ) - ضمان سلامت : بفتح اول كفالت و ضمانت تندرستى و ايمنى
( 21 ) - پابست : ظاهرا مصحف « پايست » است كه بمعنى پايسته يا پيوسته و پياپى در لغتنامه دهخدا ضبط شده و مصدر آن پايستن ، حدس سابق نگارنده