تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
ص 417 ديوان انورى جلد اول ، باهتمام مدرس رضوى ( 12 ) - معنى جمله : در دو فرسنگى بود ( 13 ) - را : حرف اضافه بمعنى در ( 14 ) - منجنيق : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم و كسر چهارم سنگ‌انداز ، فلاخن‌مانندى است بزرگ كه بر سر چوبى تعبيه كنند و سنگ در آن كرده به طرف دشمن اندازند ( نقل از لغت‌نامهء دهخدا ) ( 15 ) - سمج : بضم اول و سكون دوم نقب و حفره - سمج گرفتند : به كندن سوراخهائى در زير قلعه دشمن پرداختند ( 16 ) - فرودآوردندى : فرومىافكندند و خراب مىكردند و پائين مىآوردند ، متعدى فرودآمدن ( 17 ) - جنگ ريشاريش : جنگ دست و گريبان يا جنگ تن‌به‌تن ، موصوف و صفت ( 18 ) - هول‌تر : هائل‌تر و مخوف‌تر ( 19 ) - يار شد : همراه و قرين گشت ( 20 ) - خوش خوش : آهسته آهسته و آرام آرام ، قيد وصف و روش ص 171 ( 1 ) - گرفتند : آغاز كردند ( 2 ) - نماز پيشين : نماز ظهر يا نيمروز ( 3 ) - برجوشيدند : گرد آمدند و انبوهى كردند ( 4 ) - داد بدادند : حق جنگ و نبرد را ادا كردن ( 5 ) - معنى جمله : براى حفظ جان جنگ مىكردند ( 6 ) - بستدند : يعنى لشكريان بستدند ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 7 ) - تا : حرف ربط است بمعنى « يا » ، ناصر خسرو فرمايد :
شايد كه ز شهر خويش دورم * تا نيست سوى امير بارم
ص 419 ديوان ناصر خسرو تصحيح مينوى و محقق ( 8 ) - گردند : بايد ظاهرا مصحف « كردند » باشد در نسخهء تاريخ بيهقى تصحيح مرحوم دكتر فياض چاپ 1324 نيز « كردند » ضبط شده است كه با سياق عبارت سازگارتر است ( 9 ) - زينهار دادند : امان و مصونيت و پناه دادند ( 10 ) - برده : بفتح اول و سكون دوم بنده و اسير و غلام و كنيز ( 11 ) - بكارآمده‌تر : مفيدتر و مناسب‌تر و ضرورتر ( 12 ) - نادره‌تر : كمياب‌تر و طرفه‌تر و ديرياب‌تر و نفيس‌تر ( 13 ) - خاصه : خواص و مقربان مسعود ( 14 ) - پست كردند : هموار كردند ( 15 ) - پاىمرد : پايمرد بمعنى شفيع و ميانجى ( 16 ) - غرجستان : بفتح اول و سكون دوم ، ناحيه‌ايست كوهستانى ميان هرات و كابل ، به صورت غرشستان و غرچه نيز ضبط شده است ، نگاه كنيد به لغت‌نامهء دهخدا ( 17 ) - از بن دندان : به كنايه يعنى برضا و رغبت ( 18 ) - بلاحمر . . . : معنى عبارت معلوم نشد . . . شايد : بلاحمد و لا اجر باشد يعنى بدون احمادى كه ببيند يا مزدى كه بگيرد ، مفت و مجانى ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 19 ) - كوتوال : نگهدار قلعه ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 6 شمارهء ( 12 ) ( 20 ) - ضمان سلامت : بفتح اول كفالت و ضمانت تندرستى و ايمنى ( 21 ) - پابست : ظاهرا مصحف « پايست » است كه بمعنى پايسته يا پيوسته و پياپى در لغت‌نامه دهخدا ضبط شده و مصدر آن پايستن ، حدس سابق نگارنده
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 311 | محمد بن حسين البيهقي