تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 31

مساهمون:

صمقدمه ٣١
ضمير « او » و « ايشان » و « وى » را در غير ذوى العقول به كار مىبرد : بازگشت بدانكه مواضعه نبيسد برسم و درو شرايط شغل خويش درخواهد . ص 510 مالى عظيم از وى ( مراد شهر بنارس ) . . . و چند پيل حاصل گشت . ص 629 آنجا نيز حصار بودى ، و بسيار طاوس و خروس بودى ، من ايشان را مىگرفتمى . ص 166 گاه ياى تعريف پيش از « كه » موصول حذف مىشود : اكنون تاريخ كه در آن بودم بر سياقت خويش برانم . ص 623 گاه بر سر اسمى كه پيش از « كه » موصول آمده « اين » صفت اشاره افزوده است : گفتند سياحى بر در است . گفتم بياريدش . درآمد و خالى خواست و اين عصائى كه داشت بر شكافت و رقعتى خرد از آن . . . برون گرفت . ص 461 - 462 گاه « چه » موصول را بجاى « كه » به كار مىبرد : پادشاهان ما را - آنكه گذشته‌اند ، ايزدشان بيامرزاد و آنچه برجاىاند ، باقى داراد . ص 153 حذف ضمير متصل فاعلى از فعل معطوف بقرينهء فعل معطوف عليه : بسيار از آن ملاعين كشته شدند و بسيار مسلمان شهادت يافت . ص 170 رخنه كردند آن باغ را و سوى هرات رفت . ص 252 حذف ضمير متصل فاعلى از فعل معطوف عليه به قرينه فعل معطوف : و ديگر روز اين مواكب و لشكرها بازگشت و بر طرف هريو منزل كردند . ص 919 سوارى چند پيش ما بازآمد و چنان گفتند . ص 683 ضمير اشارهء « اين » را براى افادهء تحقير به ها جمع مىبندد اينها نخواهند گذاشت كه هيچ كارى بر قاعدهء راست بماند . ص 72

برخى نكات در مورد فعل :

فعل اخبارى بجاى انشائى : صواب آنست كه عزيزا مكرما بدان قلعت مقيم مىباشد با همه قوم خويش . ص 8 فعل مضارع اخبارى گاه بجاى امر مؤكد : و حق نعمت مرا و از آن پدرم بگزاردى . بازگرد و بهر وقتى كه خواهى ، همچنين مىگويى . ص 913 افعال دوگانه نايب از امر مؤكد : نيز آن معانى كه پيغام داده شد بايد كه بشنود . ص 75 فعل امر غايب :