تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 28

مساهمون:

صمقدمه ٢٨
دوم - شروع به استعمال آيات و احاديث و اشعار و امثله و استعارات براى آراستن كلام در حدى متعارف و خالى از تكلف . سوم : رعايت تكلفات و صنايع ؛ در مقياسى كه هنوز نثر را از شيوهء مرسل دور نمىساخت و مناسبات لفظى را بر بيان معنى رجحان نمىنهاد . چهارم : به كار نبردن سجع كه نثر فارسى براى قبول و استعمال آن هنوز آمادگى نداشت و مراعات اين صنعت ناگزير مفردات لغوى بيشترى را از زبان عربى در پى مىآورد كه با روش نثر فارسى سازگار نبود . پنجم : تركيب جمل ، كه در اين سبك هنوز شيوهء ديرين خود را تا حدودى حفظ كرده است و مفردات عربى در آن به گونه‌اى استعمال مىشود كه از سياق سخن فارسى بيگانه نيست مانند جمع بستن لغات عربى به فارسى يا جمع بستن جمع عربى بار ديگر به فارسى يا آوردن ياى مصدرى به جاى مصادر عربى و نظاير آن . ششم : به عكس دورهء قبل روش جمله‌بندى عربى ، بخصوص در آثار ترجمه‌شده از آن زبان در نثر اين دوره كمتر ديده مىشود و اين از آن جهت است كه نثر پارسى با گذشت بيش از يك قرن از دورهء تحول و تكامل ، به تدريج روش خود را در تركيب جمل مستقر ساخته بود . در اين دوره اركان فرعى كه پيش از آن ، بعد از فعل يا رابطه مىآمد ؛ در متن جمله جاى گرفت و فعل در انتهاى جمله و مفعول بعد از فاعل و قبل از فعل ذكر مىشد . قيود و صفات ، بر اساس رابطهء خود با هريك از اجزاء جمل ، در پى همان جزء مىآمد ؛ مگر در موارد تعدد قيود و صفات كه گاه بعضى از آن قبل از فعل و بعضى بعد از آن مىآمده است . رعايت همين نكات موجب آمد كه كوتاهى جمل ، به سبك دورهء قبل ( دورهء سامانى 300 - 450 ) كه از مختصات نثر آن دوره بود ، به همان صورت در اين سبك مراعات نشود و در عين حال ، كيفيت وصل و فصل و تسلسل و توالى معنى در آن همچنان بشيوهء قديم محفوظ بماند . هفتم : روش ايجاز و مساوات در اين دوره تا حدودى جاى خود را به اطناب مىسپرد و از اين حيث نثر را در حد فاصل ، بين سبك سادهء قديم و سبك فنى دورهء بعد ( دورهء سلجوقى دوم و خوارزمشاهيان 550 - 600 ) قرار مىدهد . نمونه‌هائى از درج شعر در نثر ديده مىشود . اقتباس آيات و احاديث و امثله و حكم ، چنان كه گذشت ، براى آرايش كلام در حدى متعارف رواج مىيابد . ترادف و تضاد و تجانس لفظى به نسبتى محدود ، در نثر راه پيدا مىكند و مسير تطور نثر را بسوى توازن و تقسيم به قرائن كه در دورهء بعد به طريقى متكلف در بيشتر اقسام آن رواج مىيابد ، هموار مىسازد . هشتم : تنوع و احتراز از تكرار نيز يكى ديگر از مختصات نثر اين دوره است . در دورهء قبل چنان كه گذشت ؛ تكرار فعل يا رابطه ، در جمل متوالى و تكرار لغات ، شيوهء