براى آگاهى بيشتر مىتوان بفهرست توضيح دربارهء برخى واژهها و تركيبات در پايان كتاب صفحهء 1173 نگاه كرد . چيرهدستى بيهقى در نويسندگى و آگاهى او از - قاعدههاى دستورى زبان فارسى موجب گردآمدن بسيارى از نكات دقيق صرف و نحو زبان فارسى در اين كتاب شده است ، براى مثال به چند نمونه اشاره مىشود .
برخى نكات دربارهء اسم و صفت :
اسم مكان از مادهء فعل امر و ماضى هر دو در بيهقى ديده مىشود :
احمد از كمينگاه بازگشت و دور بازآمد تا آن صحرا كه گذارهء ميدان عبد الرزاق است . ص 653
نامهها بايد نبشت بمرو و بلخ تا هشيار و بيدار باشند و سر بيابانها و گذرهاى جيحون به احتياط نگاه دارند . ص 670
خويشتن را به پاى آن ديوارها افكندند كه به محلت ديه آهنگران پيوسته است و نهفتى جستند . ص 410
اسم زمان از مادهء امر :
صواب آنست كه شبگير بيايد . ص 26
گاه اسم زمان معنى اسم مصدرى نيز دارد :
روزى كه يخبند عظيم بوده است ، اسب بر يخ براند . ص 495
اسم مصدر با پسوند ياى مصدرى و گرى پسوند مصدرى :
بخراسان هيچ دلمشغولى نيست . ص 690
اى بو القاسم ، ياد دار ، قوادى به از قاضىگرى . ص 496
به ساقيگرى مشغول شدند . ص 402
گاه در اضافه مفيد انتساب ، نام فرزند بنام پدربزرگ اضافه مىشود :
خواجه عبد الرزاق ( احمد بن ) حسن به ميمند ميزبانى كرد . ص 741
تقديم مضاف اليه بر صفت مضاف :
از شايستگى و به كارآمدگى اين مرد سلطان محمود شغل همه ضياع غزنى خاص به دو مفوض كرد . ص 180
گاه كسرهء اضافه به صورت ياء نوشته شده است :
در همه عراق توان گفت كه مردى لشكرى چنان كه به كار آيد نيست ، هستند گروهى كيايى فراخ شلوار . ص 412
بيهقى ضماير شخصى منفصل را گاه جمع مىبندد :
و شمايان را ازين اخبار تفصيلى دارم سخت روشن . ص 52