تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 34

مساهمون:

صمقدمه ٣٤
چند سال است كه نديمى او مىكند بيغولهء و دم قناعتى گرفته . ص 52 يك روز شراب مىخورد و با وى بودم مجلسى نيكو آراسته و غلامان بسيار ايستاده . ص 236

نكاتى در مورد قيد :

قيد روش و تأكيد كه يادآور مفعول مطلق در عربى است چند بار به كار رفته است : آنگاه آن لطف حال را بدان منزلت رسانند كه ديدار كنند ديدار كردنى به سزا . ص 64 بر تخت نشست و بار داد بار دادنى سخت به شكوه . ص 32 بايد كه از پادشاه و لشكر بترسند ترسيدنى تمام . ص 155 ناگاه از كمين برآمدند و بر فائق و ايلمنگو زدند زدنى سخت استوار . ص 253 قيد وصف و روش به فراوانى به كار برده شده است از جمله : من ايشان را خوش خوش مىآورم تا از شما بگذرند . ص 652 خوشك‌خوشك مى مىخورد و نرمك نرمك سماعى و زخمه‌يى و گفتارى مىشنيد . ص 644 دو تن را كه من بنده پوشيده گماشته بودم بكشت . ص 645 متمم قيدى هم كه با حرف اضافه و اسم ساخته مىشود در بيهقى بسيار ديده مىشود : و ترا مقرر است كه از دىباز امير المؤمنين بنشاط مشغول است . ص 220 ما اين حديث را بر بديهت هيچ جواب نداريم . ص 685 قوم گرگانيان را به عزيزيها در شهر درآوردند . ص 622 روز آدينه بار داد سخت با حشمت و نام . ص 683 مگر كسانى كه ميل داشتند بمأمون يا دزديده و يا بىحشمت آشكارا برفتند . ص 25

چند نكته دربارهء حرف ربط و حرف اضافه :

حرف ربط « تا » يك‌بار بمعنى « يا » به كار رفته است : و بسيارى از غوريان بكشتند و بسيارى زينهار خواستند تا دستگير كردند . ص 171 گاه « تا » بمعنى حتى حرف عطف استعمال مىشود : جمله هزيمت شدند و هر چه داشتند بر ما يله كرده بودند تا ديگهاى پخته يافتند . ص 683 حرف ربط « و » براى اضراب يعنى عدول از حكمى به حكم ديگر به كار مىرود : و ديگر روز مخالفان انبوه‌تر درآمدند و بر سه جانب و هر چهار جانب جنگ پيوستند . ص 903 و علف توانستند آورد با هزار و با دو هزار سوار كه مخالفان چپ و راست مىتاختند . ص 903