چند سال است كه نديمى او مىكند بيغولهء و دم قناعتى گرفته . ص 52
يك روز شراب مىخورد و با وى بودم مجلسى نيكو آراسته و غلامان بسيار ايستاده .
ص 236
نكاتى در مورد قيد :
قيد روش و تأكيد كه يادآور مفعول مطلق در عربى است چند بار به كار رفته است :
آنگاه آن لطف حال را بدان منزلت رسانند كه ديدار كنند ديدار كردنى به سزا . ص 64
بر تخت نشست و بار داد بار دادنى سخت به شكوه . ص 32
بايد كه از پادشاه و لشكر بترسند ترسيدنى تمام . ص 155
ناگاه از كمين برآمدند و بر فائق و ايلمنگو زدند زدنى سخت استوار . ص 253
قيد وصف و روش به فراوانى به كار برده شده است از جمله :
من ايشان را خوش خوش مىآورم تا از شما بگذرند . ص 652
خوشكخوشك مى مىخورد و نرمك نرمك سماعى و زخمهيى و گفتارى مىشنيد . ص 644
دو تن را كه من بنده پوشيده گماشته بودم بكشت . ص 645
متمم قيدى هم كه با حرف اضافه و اسم ساخته مىشود در بيهقى بسيار ديده مىشود :
و ترا مقرر است كه از دىباز امير المؤمنين بنشاط مشغول است . ص 220
ما اين حديث را بر بديهت هيچ جواب نداريم . ص 685
قوم گرگانيان را به عزيزيها در شهر درآوردند . ص 622
روز آدينه بار داد سخت با حشمت و نام . ص 683
مگر كسانى كه ميل داشتند بمأمون يا دزديده و يا بىحشمت آشكارا برفتند . ص 25
چند نكته دربارهء حرف ربط و حرف اضافه :
حرف ربط « تا » يكبار بمعنى « يا » به كار رفته است :
و بسيارى از غوريان بكشتند و بسيارى زينهار خواستند تا دستگير كردند . ص 171
گاه « تا » بمعنى حتى حرف عطف استعمال مىشود :
جمله هزيمت شدند و هر چه داشتند بر ما يله كرده بودند تا ديگهاى پخته يافتند . ص 683
حرف ربط « و » براى اضراب يعنى عدول از حكمى به حكم ديگر به كار مىرود :
و ديگر روز مخالفان انبوهتر درآمدند و بر سه جانب و هر چهار جانب جنگ پيوستند .
ص 903
و علف توانستند آورد با هزار و با دو هزار سوار كه مخالفان چپ و راست مىتاختند .
ص 903