موقع مساعد خود در دربار استفادهيى كرده است كه بقول خودش براى ديگر كس ميسر نبوده است .
و ليكن براى نوشتن تاريخ تنها داشتن مواد كافى نيست ، هنرى هم لازم است كه از اين مواد استفاده كند يعنى انشائى كه بتواند گذشتهء محوشده را پيش چشم آيندگان مجسم و محسوس سازد و هنر بيهقى اينجاست . در نوشتههاى قديم كمتر كتابى است كه بتواند با كهنگى زبان اين قدر براى خوانندگان خود جذبه داشته باشد و هر خوانندهيى به شرط آشنائى با زبان آن را با ولع و اشتياق و بدون كسالت و ملال بخواند ، هنر بيهقى اوج بلاغت طبيعى فارسى و بهترين نمونهء هنر انشائى پيشينيان است كه زيبايى را در سادگى مىجسته و از تماس با طبيعت زبانى مانند طبيعت گرم و زنده و ساده و باشكوه داشتهاند . در كتاب بيهقى نمونههاى مختلفى از انشا هست و قطعههايى دارد كه از حيث بلاغت سند لياقت زبان فارسى محسوب مىشود . »
استاد بزرگ فقيد ملكالشعراء بهار در صفحات 62 - 67 ج 2 سبكشناسى يا تاريخ تطور نثر فارسى مىنويسند :
در اين يك قرن ( دورهء غزنوى و سلجوقى اول 450 - 550 ) انقلاباتى كه موجب تغيير سبك و تجديد طريقهء نثر و نظم باشد پديد نمىآيد . . . و اگر چيزى از گوشه و كنار بوجود آمد به همان سبك و شيوهء ديرينه نوشته مىشد ، مانند كتب ناصر خسرو علوى كه در نيمهء دوم قرن پنجم تأليف يافته است و با شيوهء نثر سامانيان برابر است و غالب الفاظ و تركيبات و اصطلاحات قديم را در آن رسالات بقرار اصل مىبينيم . . . پس اينكه ما اين فصل را مستقل و جدا از فصل پيشين ساختيم براى آن بود كه چند كتاب را كه به سبكى خاص درين قرن بوجود آمده و از حيث سبك و شيوه استقلالى داشت و لايق بود كه براى آنها فصلى جداگانه بازگردد از اعتبار خود نينداخته باشيم و از آن كتب است يكى نوشتههاى ابو نصر مشكان دو ديگر تاريخ بيهقى و سه ديگر سير الملوك خواجه نظام الملك و چهارم قابوسنامهء عنصر المعالى كاووس است كه با سبك قديم تفاوتهائى دارند و هر كدام جداگانه قابل بحث و مطالعه است و اتفاقا شيوهء اين كتب پس از طى شدن قرن پنجم نيز بتدريج فراموش مىشود ، و بلافاصله سبك نثر دگرگون شده و نثر فنى بوجود مىآيد . . . سبك بيهقى به عين تقليديست از سبك نثر ابو نصر مشكان چنان كه ميان منشآت ابو نصر و شاگردش هيچگونه تفاوت موجود نيست » .
استاد دانشمند جناب دكتر خطيبى در صفحهء 133 كتاب فن نثر در ادب پارسى مختصات سبك نثر فارسى در دوره غزنوى و سلجوقى اول ( 450 - 550 ) را بدين گونه خلاصه كردهاند :
« نخست : استعمال مفردات عربى بيش از دورهء قبل ( دورهء سامانى 300 - 450 ) با حفظ حدود زبان فارسى از ورود لغات دشوار و متكلف عربى .
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة مقدمه 27
مساهمون: محمد بن حسين البيهقي
صمقدمه ٢٧