تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
« و پس از عهد بگويى خان را كه : چون كارى بدين نيكويى برفت و بركات اين اعقاب 1 را خواهد بود ، ما را رأى افتاده است تا از جانب خان دو وصلت باشد يكى بنام ما و يكى بنام فرزند ما ، ابو الفتح مودود ، دام تأييده 2 ، كه مهتر فرزند 3 ماست و بعد از ما وليعهد ما در ملك وى خواهد بود . آن وديعت 4 كه بنام ما نامزد كنند از فرزندان و سرپوشيدگان كرائم 5 بايد كه باشد از آن خان ، و ديگر وديعت از فرزندان امير فرزند بغراتگين كه وليعهد است . امّا چنان بايد كه اين دو كريمه از خاتونان 6 باشند كريم الطّرفين 7 . اگر بيند خان و ما را بدين اجابت كند ، چنان كه از بزرگى نفس 8 و همّت بزرگ و سماحت اخلاق 9 وى سزد - كه به هيچ حال روا نباشد و از مروّت نسزد كه ما را اندرين رد كرده آيد - مقرّر گردد كه چون ما را بدين اجابت كند ، بدانچه او التماس كند ، اجابت تمام فرماييم تا اين دوستى چنان مؤكّد گردد كه زمانه را در گشادن 10 آن هيچ تأثير نماند . و چون اجابت كند - و دانم كه كند كه در همه احوال بزرگى نيست همتاش 11 - روز ديگر را وعده بستانى كه در آن روز اين دو عقد به مباركى تمام كرده آيد و قاضى بو طاهر را با خويشتن برى تا هر دو عقد كرده آيد و وى آنچه واجب است از احكام و اركان 12 بجاى آرد . و مهر 13 آن دو وديعت آنچه بنام ما باشد پنجاه هزار دينار هريوه 14 كنى و مهر ديگر بنام فرزند سى هزار دينار هريوه . و چون از مجلس عقد بازگردى ، نثارها 15 و هديه‌ها كه با تو فرستاده آمده است ، بفرمايى خازنان 16 را كه با تواند تا ببرند و تسليم كنند از آن خان و وليعهد و خاتونان و مادران دو وديعت و از آن عمّان و خويشاوندان و حشم ، ادام اللّه تأييدهم و صيانة الجميع 17 ، چنان كه آن نسخت كه دارى بدان ناطق 18 است و عذرى كه بايد خواست بخواهى كه آنچه امروز بعاجل الحال 19 فرستاده آمده است نثارى است نگاهداشتن رسم وقت را ، و چون مهدها 20 فرستاده آيد تا به مباركى ودائع بيارند ، آنچه شرط و رسم آنست به سزاى هر دو جانب با مهدها باشد ؛ تا 21 اكنون به چشم رضا بدين تذكره‌ها 22 نگريسته آيد . « و پس از آنكه اين حالها 23 كرده آيد و قرار گرفته باشد ، دستورى بازگشتن خواهى و رسولان را كه نامزد كنند با خويشتن آرى تا چون در ضمان سلامت 24 همگان