از ما شادمانه شوند و بركات آن بما و به فرزندان ما پيوسته گردد .
« و چون اين فصل تقرير كرده شود و خان نشاط كند كه عهد بسته آيد ، وعده بستانى روزى كه صواب ديده آيد اندر آن عهد بستن . و پس درخواهى 1 تا اعيان و معتمدان حشم 2 آن جانب كريم 3 و عمّان و برادران و فرزندان ، ادام اللّه تأييدهم 4 ، با اعيان قضاة و علما بمجلس خان حاضر آيند و تو آنجا روى و قاضى بو طاهر را با خود آنجا برى و نسخت عهدنامه كه داده آمده است ، عرضه كنى تا شرايط مقرّر گردد و بگويى كه چون اين عهد كرده آيد و رسولان آن جانب محروس كه در صحبت شما گسيل كنند ، بدرگاه ما رسند و ما را ببينند ، ما نيز عهد كنيم بر آن نسخت كه ما در - خواستهايم و با شماست ، چنان كه اندر آن زيادتى و نقصانى 5 نيفتد . و البتّه نبايد كه از شرط عهدنامه چيزى را تغيير و تبديل افتد ، كه غرض همه صلاح 6 است . و بعيب نداشتهاند 7 در هيچ روزگار كه اندر چنين كارهاى بزرگ با نام الحاح 8 كنند ، كه عهد هرچند درستتر نيكوتر و بافايدهتر . و اگر معتمدى از آن جانب در بابى از آن ابواب سخنى گويد از آن نيكوتر ، بشنوى و به حق جواب دهى و مناظرهيى 9 كه بايد كرد بىمحابا 10 بكنى ، كه حكم مشاهدت ترا باشد آنجا 11 و ما بدانچه تو كنى ، رضا دهيم و صواب ديد 12 ترا امضا فرماييم . امّا چنان بايد كه هرچه بدان اجابت كنى ، غضاضتى 13 بجاى ملك بازنگردد . و اگر مسئلتى افتد مشكلتر كه ترا در آن تحيّرى 14 افزايد و از ما در آن باب مثالى 15 نيافته باشى ، استطلاع رأى ما كنى و نامهها فرستى با قاصدان مسرع تا آن مسئله را حل كرده آيد كه اين كارى بزرگ است كه مىپيوسته آيد 16 و بيك مجلس و دو مجلس و بيشتر باشد كه راست نشود و تردّدها 17 افتد ، و اگر تو ديرتر بدرگاه رسى ، روا باشد ، آن بايد كه چون اينجا رسى ، با كارى پخته 18 بازگشته باشى ، چنان كه در آن باز نبايد شد 19 . و چون كار عهد قرار گيرد ، قاضى ، ادام اللّه سلامته 20 ، از خان درخواهد تا آن شرطها و سوگندان را كه در عهدنامه نبشته آمده است به تمامى بر زبان براند بمشهد 21 حاضران ، و احتياطى تمام كرده آيد تا بر مقتضاى شرع عهد درست آيد ، و پس از آن اعيان شهادات و خطهاى خود بدان نويسند ، چنان كه رسم رفته است .
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 260
مساهمون: محمد بن حسين البيهقي
ص٢٦٠