تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
مؤكّد است برداشته آيد ؛ و ياد كرده بوديم كه بر اثر رسولان فرستاده شود در معنى عقد و عهد تا قواعد دوستى كه اندران رنج فراوان برده آمده است تا استوار گشته ، استوارتر گردد . و در اين وقت أخى و معتمدى 1 ، ابو القاسم ابراهيم بن عبد اللّه الحصيرى را ادام اللّه عزّه 2 ، كه از جملهء معتمدان مجلس ماست در درجهء نديمان خاصّ و امير ماضى ، پدر ما ، انار اللّه برهانه 3 ، وى را سخت نيكو و عزيز داشتى و از احوال مصالح ملك با وى سخن گفتى و امروز ما را بكارآمده‌تر يادگاريست و حال مناصحت 4 و كفايت وى ظاهر گشته است برسولى فرستاده آمد تا سلام و تحيت 5 ما را اطيبه و ازكاه 6 بخان رساند و اندر آنچه او را مثال داده آمده است ، شروع كند تا تمام كرده آيد و پخته با اصلى درست و قاعده‌اى راست بازگردد . و قاضى ابو طاهر عبد اللّه بن احمد التبّانى ، ادام اللّه توفيقه 7 ، را با وى ضم 8 كرده شد تا چون نشاط 9 افتد كه عقد و عهد بسته آيد بر نسختى كه با رسول است ، قاضى شرايط آن را به تمامى بجاى آرد در مقتضاى شريعت 10 . و اين قاضى از اعيان علماء حضرت 11 است شغلها و سفارتهاى با نام كرده 12 و در هر يكى از آن مناصحت و ديانت وى ظاهر گشته . و با رسول ابو القاسم مشافهه‌اى است كه اندران مشافهه سخن گشاده‌تر 13 بگفته آمده است 14 ، چنان كه چون دستورى 15 يابد ، آن را عرض كند . و مشافهه‌اى ديگر است با وى در بابى مهم‌تر كه اگر اندر آن باب سخن نرود ، عرضه نكند و پس اگر رود ، ناچار عرضه كند تا اغراض بحاصل شود 16 . و اعتماد بر وى تا بدان جايگاه است كه چون سخن در سؤال و جواب افتد و درازتر كشد ، هرچه وى گويد ، همچنان است كه از لفظ ما رود كه آنچه گفتنى است در چند مجلس با ما گفته است و جوابهاى جزم 17 شنيده تا حاجتمند نگردد بدانكه در بابى از ابواب آنچه مىبايد نهاد ، اندر آن استطلاع 18 رايى بايد كرد كه كارها تمام كرده بازگردد . و نيز با وى تذكره‌ايست 19 ، چنان كه رسم رفته است و هميشه از هر دو جانب چنين مهادات 20 و ملاطفات مىبوده است ، كه چون به چشم رضا بدان نگريسته آيد ، عيب آن پوشيده ماند .