تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
بسه سال بدهد . « در آن وقت كه ميكائيل بزّاز پيش آمد و آن آچارها پيش آوردند و سر خمره‌ها باز كردند و چاشنى 1 مىدادند ، من كه عبد الغفّارم ايستاده بودم . ميكائيل نسخت و قصّه 2 پيش داشت . امير گفت : بستان و بخوان . بستدم و هر دو بخواندم ، بخنديد و گفت : « مانك را حق بسيارست در خاندان ما ، اين حاصل و گوسپندان به دو بخشيدم ، عبد الغفّار بديوان استيفا 3 رود و بگويد مستوفيان را تا خط بر حاصل و باقى 4 او كشند . » و مثال نبشتم و توقيع كرد ، و مانك نظرى يافت بدين بزرگى . سخت بزرگ همّتى و فراخ حوصله‌يى بايد تا چنين كردار تواند كرد . ايزد ، عزّ ذكره ، بر آن پادشاه بزرگ رحمت كناد . « و ازين بزرگتر و بانام‌تر ديگرى 5 است در باب بو سعيد سهل . و اين مرد مدّتى دراز كدخداى 6 و عارض 7 امير نصر سپاه سالار بود ، برادر سلطان محمود ، تغمّدهم اللّه برحمته 8 . چون نصر گذشته شد ، از شايستگى و به كارآمدگى 9 اين مرد سلطان محمود شغل همه ضياع غزنى خاصّ 10 به دو مفوّض كرد - و اين كار برابر صاحب ديوانى 11 غزنى است - و مدّتى دراز اين شغل را براند . و پس از وفات سلطان محمود امير مسعود مهمّ 12 صاحب ديوانى غزنى به دو داد با ضياع خاصّ بهم ، و قريب پانزده سال اين كارها ميراند . پس بفرمود كه شمار وى ببايد كرد . مستوفيان شمار وى بازنگريستند ، هفده بار هزار هزار درم به روى حاصل محض 13 بود و او را از خاصّ خود 14 هزار هزار درم تنخواه 15 بود ، و همگان مىگفتند كه حال بو سعيد چون شود با حاصلى بدين عظيمى ؟ چه ديده بودند كه امير محمود با معدل‌دار 16 كه او عامل هرات بود و با سعيد خاصّ كه او ضياع غزنين داشت و عامل گرديز 17 كه بر ايشان حاصلها فرودآمد 18 ، چه سياستها راندن 19 فرمود از تازيانه زدن و دست و پاى بريدن و شكنجه‌ها . امّا امير مسعود را شرمى و رحمتى بود تمام ، و ديگر كه بو سعيد سهل به روزگار گذشته وى را بسيار خدمتهاى پسنديده از دل 20 كرده بود و چه بدان وقت كه ضياع خاصّ داشت در روزگار امير محمود . چون حاصلى بدين بزرگى از آن وى بر آن پادشاه ،
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 180 | محمد بن حسين البيهقي