بفتح اول بخششها و دهشهاى ايزدى ، جمع موهبت
( 16 ) - بمشيئته . . . : بخواست خدا و دستورى ( اذن ) او كه توانا و بزرگست
( 17 ) - نسخت : نسخه يعنى مكتوب و نامه
( 18 ) - ركابدار : قاصد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 11 شمارهء ( 23 )
( 19 ) - معنى جمله : دو سال پس ازين درگذشت
( 20 ) - فقيه : بفتح اول دانشمند دين
( 21 ) - نيم رسول : فرستادهگونه يا به منزلهء سفير
( 22 ) - بادغيس : و بتلفظ قديم باذغيس ، ولايتى بوده است از اعمال هرات و امروز نيز به همين نام معروف است - ياقوت آن را بفتح ذال ضبط كرده و مىگويد : قيل اصلها بالفارسية باذخيز ، معناه قيام الريح أو هبوب الريح لكثرة الرياح بها ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 23 ) - گنج روستا : براى توضيح نگاه كنيد به صفحهء 40 شمارهء ( 8 )
ص 70
( 1 ) - فراافكند : به ميان آورد و طرح كرد
( 2 ) - نمود : اظهار كرد و نشان داد
( 3 ) - نبايد كه خللى افتد : مبادا رخنه و تباهى در كار افتد
( 4 ) - سكون گرفت : آرامش خاطر يافت
( 5 ) - معنى جمله : بر آن برانگيخته و واداشته بودند
( 6 ) - معنى جمله : اندكى ازين گفتگوى محرمانه را فاش كرده بود
( 7 ) - تبع : بفتح اول و دوم پيروان جمع تابع
( 8 ) - بر وى دلگران بايد كرد : با وى عتاب كنند و رنجيدگى خاطرنشان دهند
( 9 ) - ثغر تركان :
بفتح اول و سكون دوم مرز و سرحد تركان
( 10 ) - معنى جمله : ظاهرا مقصود اين است كه حفظ خوارزم بوجود آلتونتاش بازبسته است يا بستگى دارد ؛ مىتوان « در وى » را به حالت اضافه خواند كه در اين صورت مرجع ضمير « وى » خوارزم مىشود و معنى جمله شايد چنين باشد : خوارزم از نظر موانع طبيعى كه در مرزهاى خود دارد سرزمينى محفوظ و مصون است و راه تسخير آن مسدود
( 11 ) - سخن محال : حرف باطل و خطا
( 12 ) - راست بايد كرد : بايد آماده و فراهم كرد
( 13 ) - معنى جمله : ممكن است كه در كار آن سرزمين تباهى افتد و فسادى زايد
( 14 ) - پارياب : از شهرهاى مشهور خراسان و از اعمال گوزگانان است از آنجا تا بلخ شش منزل است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 15 ) - اندخود :
اندخوذ بنا بضبط ياقوت بفتح اول و سكون دوم و فتح دال و ضم خاء شهرى است ميان بلخ و مرو بر كنار بيابان ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 16 ) - لشكرى : سپاهيگرى و خدمت در لشكر
( 17 ) - تربت سلطان ماضى : گور امير درگذشته مراد سلطان محمود است
( 18 ) - سخت فاخر : بسيار گرانمايه
ص 71
( 1 ) - كرامت بسيار : بزرگداشت بسيار
( 2 ) - حق گزاردند : احترامى شايسته بوى گزاردند
( 3 ) - پوشيده : پنهانى ، قيد روش و وصف
( 4 ) - استطلاع : طلب آگاهى كردن ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 26 شمارهء ( 9 )
( 5 ) - معنى جمله : بنياد كار ما را نادرست و ناراست مىبينم
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 139
مساهمون: محمد بن حسين البيهقي
ص١٣٩