تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
بفتح اول بخششها و دهشهاى ايزدى ، جمع موهبت ( 16 ) - بمشيئته . . . : بخواست خدا و دستورى ( اذن ) او كه توانا و بزرگست ( 17 ) - نسخت : نسخه يعنى مكتوب و نامه ( 18 ) - ركابدار : قاصد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 11 شمارهء ( 23 ) ( 19 ) - معنى جمله : دو سال پس ازين درگذشت ( 20 ) - فقيه : بفتح اول دانشمند دين ( 21 ) - نيم رسول : فرستاده‌گونه يا به منزلهء سفير ( 22 ) - بادغيس : و بتلفظ قديم باذغيس ، ولايتى بوده است از اعمال هرات و امروز نيز به همين نام معروف است - ياقوت آن را بفتح ذال ضبط كرده و مىگويد : قيل اصلها بالفارسية باذخيز ، معناه قيام الريح أو هبوب الريح لكثرة الرياح بها ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 23 ) - گنج روستا : براى توضيح نگاه كنيد به صفحهء 40 شمارهء ( 8 ) ص 70 ( 1 ) - فراافكند : به ميان آورد و طرح كرد ( 2 ) - نمود : اظهار كرد و نشان داد ( 3 ) - نبايد كه خللى افتد : مبادا رخنه و تباهى در كار افتد ( 4 ) - سكون گرفت : آرامش خاطر يافت ( 5 ) - معنى جمله : بر آن برانگيخته و واداشته بودند ( 6 ) - معنى جمله : اندكى ازين گفتگوى محرمانه را فاش كرده بود ( 7 ) - تبع : بفتح اول و دوم پيروان جمع تابع ( 8 ) - بر وى دل‌گران بايد كرد : با وى عتاب كنند و رنجيدگى خاطرنشان دهند ( 9 ) - ثغر تركان : بفتح اول و سكون دوم مرز و سرحد تركان ( 10 ) - معنى جمله : ظاهرا مقصود اين است كه حفظ خوارزم بوجود آلتونتاش بازبسته است يا بستگى دارد ؛ مىتوان « در وى » را به حالت اضافه خواند كه در اين صورت مرجع ضمير « وى » خوارزم مىشود و معنى جمله شايد چنين باشد : خوارزم از نظر موانع طبيعى كه در مرزهاى خود دارد سرزمينى محفوظ و مصون است و راه تسخير آن مسدود ( 11 ) - سخن محال : حرف باطل و خطا ( 12 ) - راست بايد كرد : بايد آماده و فراهم كرد ( 13 ) - معنى جمله : ممكن است كه در كار آن سرزمين تباهى افتد و فسادى زايد ( 14 ) - پارياب : از شهرهاى مشهور خراسان و از اعمال گوزگانان است از آنجا تا بلخ شش منزل است ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 15 ) - اندخود : اندخوذ بنا بضبط ياقوت بفتح اول و سكون دوم و فتح دال و ضم خاء شهرى است ميان بلخ و مرو بر كنار بيابان ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 16 ) - لشكرى : سپاهيگرى و خدمت در لشكر ( 17 ) - تربت سلطان ماضى : گور امير درگذشته مراد سلطان محمود است ( 18 ) - سخت فاخر : بسيار گرانمايه ص 71 ( 1 ) - كرامت بسيار : بزرگداشت بسيار ( 2 ) - حق گزاردند : احترامى شايسته بوى گزاردند ( 3 ) - پوشيده : پنهانى ، قيد روش و وصف ( 4 ) - استطلاع : طلب آگاهى كردن ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 26 شمارهء ( 9 ) ( 5 ) - معنى جمله : بنياد كار ما را نادرست و ناراست مىبينم