سرخ پوشيده بود
( 17 ) - خدمت : سلام و احترام
( 18 ) - معنى جمله : ما را گريه گرفت
( 19 ) - ما : مرجع ضمير ما « من و يارم » كه در چند سطر پيشامد مىباشد
( 20 ) - ترانه :
رباعى ، دوبيتى ، براى توضيح بيشتر نگاه كنيد به لغتنامهء دهخدا
( 21 ) - بديهه : بجاى بر بديهه يعنى بىانديشهء پيش ، قيد روش - بديهه : بفتح اول بىانديشه آمدن سخن
( 22 ) - پيرهن خويش : به كنايه مراد از خويشان نزديك خود يا باصطلاح از بطانهء تو
( 23 ) - زمانى نيك : مدتى زياد
ص 62
( 1 ) - ديدار : مرئى و پديدار ، صفت مشتق از مادهء فعل ماضى ( ديد ) + ار ( پسوند ) نظير گرفتار بمعنى مفعولى
( 2 ) - نيز : از آن پس ، ديگر ، قيد زمان
( 3 ) - در ساعت : در وقت و بىدرنگ
( 4 ) - پايه : پله و زينه
( 5 ) - قوم : كسان و خويشان و اهل و عيال
( 6 ) - قوم : گروه
( 7 ) - فضولى : بضم اول بلفضول يا فضول ، آنكه به كار بيهوده پردازد و در كار ديگران بىجهت دخالت ورزد ، در عربى فضول بمعنى به كار بيهوده پرداختن و ياوهگوئى است
( 8 ) - زال : پير سپيدموى ، بيشتر بر زن پير اطلاق مىشود ، خاقانى فرمايد :
از خون دل طفلان سرخابرخ آميزد * اين زال سپيد ابرو وين مام سيهپستان
( نقل از آنندراج )
( 9 ) - مادر مرده و ده درم وام : مثلى بوده است معروف كه دربارهء كسى گويند كه يكى از نزديكان خود را از دست داده و بجاى يافتن ارث ناگزير از پرداخت وام خويشاوند درگذشته باشد
( 10 ) - دريافتم : ديدار كردم و يافتم
( 11 ) - أ يعود . . . : اى خيمهها آيا روزگار ( بخت و دولت ) ما بازميگردد يا پس از رفتن و سپرى شدن هيچ راهى بسوى آن نيست
( 12 ) - الحق : براستى ، قيد تأكيد
( 13 ) - صوت : بفتح اول و سكون دوم آواز و لحن و آهنگ
( 14 ) - معنى جمله : ولى براى آن ماندم و توقف كردم
( 15 ) - نشانده بود :
بازداشته و فروگرفته بود
( 16 ) - كافر نعمت : ناسپاس و حق ناشناس ، صفت تركيبى
( 17 ) - معنى جمله : در سال هفتم از هنگام آغاز كردن بنگارش اين تاريخ
( 18 ) - اصوات نادر : آوازها و آهنگهاى طرفه و جالب و شگفت و بىنظير
( 19 ) - مجلس : بزم و انجمن ، در اينجا مجلس بجاى مجلسى به كار رفته است - معنى جمله : كمتر بزمى بود كه من اين ترانه را در آن نمىخواندم
ص 63
( 1 ) - معنى دو بيت : بىوفائى شما كارى نوپديد و شگفت نيست ولى پيمان بسربردن شما از نوپديدترين رسمهاى تازه است ، در پيمانشكنى شما شأنى نيست و كار بزرگى نباشد ، امر مهم در طمع من و گرويدنم به گفتار دروغ و نيرنگهاست - مرحوم دكتر فياض در حاشيه