تاريخ سيستان تصحيح بهار چاپ تهران سال 1314
( 17 ) - بايستاد : ايستادن در قديم بجاى شدن و گرديدن و امثال آن به كار مىرفته و در خود اين كتاب قرائن دارد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 18 ) - معنى جمله : امكان سؤال نبود يا پرسش مقدور نبود
( 19 ) - خواست رسيد : نزديك بود كه برسد
( 20 ) - بو بكر دبير : ظاهرا بو بكر قهستانى است كه در گوزگانان در خدمت امير محمد بود ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 21 ) - گرمسير :
ياقوت مىگويد ناحيه بست را گرمسير مىناميدند ( معجم در مادهء بست - نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 22 ) - بىحرمتان : جمع بىحرمت بمعنى بىآبرو و بىادب ، صفت جانشين موصوف
( 23 ) - جمازه : شتر بسيار تيزرو
( 24 ) - مراد : خواسته و مطلوب ، اسم مفعول از اراده
ص 59
( 1 ) - به روزى چند : در چند روز
( 2 ) - مجمز : بضم اول و فتح دوم و تشديد سوم مكسور جمازه سوار ، جمازهبان
( 3 ) - معنى جمله : با امير محمد كارى واجب داريم
( 4 ) - معنى جمله : نگران و پريشان خاطر شد
( 5 ) - كوتوال : نگهبان دژ
( 6 ) - كدخدا : پيشكار و مباشر
( 7 ) - معنى جمله : شايد كه امروز فرارسد
( 8 ) - معنى جمله : نه آنگونه كه بايسته بود و ضرورت داشت
( 9 ) - طشتدار : نگهبان و متصدى طشتخانه ، لقب احمد - طشتخانه يا تشخانه جائى كه در آن پارچه و جواهر و مهر سلطان را نگاه مىداشتند
( 10 ) - خاصگان :
جمع خاصه به شيوه زبان فارسى ، بمعنى نديمان ويژه
( 11 ) - درست شد : درست درآمد و محقق شد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 12 ) - به واجبى : به سزا ، متمم قيدى تأكيد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 17 شمارهء ( 31 )
( 13 ) - امير برادر : از لحاظ دستورى « برادر » عطف بيان يا بدل « امير » است
( 14 ) - بهارگه ، بهارگاه يا بهاران ( فصل بهار )
( 15 ) - مداركه :
بضم اول پياپى كردن ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ، مصدر باب مفاعله - معنى جمله :
در كار آوردن وى بر پى رسيدن ما بغزنين نگريسته شود
ص 60
( 1 ) - بنهاده : بنهادهاند ، ماضى نقلى بحذف فعل معين « اند » به قرينه
( 2 ) - حرم : بضم اول و فتح دوم جمع حرمة بمعنى حرم مرد و اهل وى
( 3 ) - حرم : بفتح اول و دوم خانهء زنان پادشاه ، اندرون - سرپوشيدگان حرم : پردگيان اندرون يا پردهسرا
( 4 ) - مهد : بفتح اول و سكون دوم تخت روان و گاهواره
( 5 ) - بيايد : فعل امر غايب
( 6 ) - مهم : كار بزرگ ، صفت جانشين موصوف
( 7 ) - غريو : بكسر اول و دوم بانگ و خروش
( 8 ) - او را : مراد « مرا » نقل قول غير مستقيم
( 9 ) - وى : مراد « تو » نقل قول غير مستقيم
( 10 ) - بود : باشد
( 11 ) - حرمها : بفتح اول و دوم پردگيان اندرون ، مجاز مرسل ، ذكر محل ( حرم ) و ارادهء حال
تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 131
مساهمون: محمد بن حسين البيهقي
ص١٣١