تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بيهقى ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
تاريخ سيستان تصحيح بهار چاپ تهران سال 1314 ( 17 ) - بايستاد : ايستادن در قديم بجاى شدن و گرديدن و امثال آن به كار مىرفته و در خود اين كتاب قرائن دارد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 18 ) - معنى جمله : امكان سؤال نبود يا پرسش مقدور نبود ( 19 ) - خواست رسيد : نزديك بود كه برسد ( 20 ) - بو بكر دبير : ظاهرا بو بكر قهستانى است كه در گوزگانان در خدمت امير محمد بود ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 21 ) - گرمسير : ياقوت مىگويد ناحيه بست را گرمسير مىناميدند ( معجم در مادهء بست - نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 22 ) - بىحرمتان : جمع بىحرمت بمعنى بىآبرو و بىادب ، صفت جانشين موصوف ( 23 ) - جمازه : شتر بسيار تيزرو ( 24 ) - مراد : خواسته و مطلوب ، اسم مفعول از اراده ص 59 ( 1 ) - به روزى چند : در چند روز ( 2 ) - مجمز : بضم اول و فتح دوم و تشديد سوم مكسور جمازه سوار ، جمازه‌بان ( 3 ) - معنى جمله : با امير محمد كارى واجب داريم ( 4 ) - معنى جمله : نگران و پريشان خاطر شد ( 5 ) - كوتوال : نگهبان دژ ( 6 ) - كدخدا : پيشكار و مباشر ( 7 ) - معنى جمله : شايد كه امروز فرارسد ( 8 ) - معنى جمله : نه آنگونه كه بايسته بود و ضرورت داشت ( 9 ) - طشت‌دار : نگهبان و متصدى طشت‌خانه ، لقب احمد - طشت‌خانه يا تشخانه جائى كه در آن پارچه و جواهر و مهر سلطان را نگاه مىداشتند ( 10 ) - خاصگان : جمع خاصه به شيوه زبان فارسى ، بمعنى نديمان ويژه ( 11 ) - درست شد : درست درآمد و محقق شد ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 12 ) - به واجبى : به سزا ، متمم قيدى تأكيد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 17 شمارهء ( 31 ) ( 13 ) - امير برادر : از لحاظ دستورى « برادر » عطف بيان يا بدل « امير » است ( 14 ) - بهارگه ، بهارگاه يا بهاران ( فصل بهار ) ( 15 ) - مداركه : بضم اول پياپى كردن ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ، مصدر باب مفاعله - معنى جمله : در كار آوردن وى بر پى رسيدن ما بغزنين نگريسته شود ص 60 ( 1 ) - بنهاده : بنهاده‌اند ، ماضى نقلى بحذف فعل معين « اند » به قرينه ( 2 ) - حرم : بضم اول و فتح دوم جمع حرمة بمعنى حرم مرد و اهل وى ( 3 ) - حرم : بفتح اول و دوم خانهء زنان پادشاه ، اندرون - سرپوشيدگان حرم : پردگيان اندرون يا پرده‌سرا ( 4 ) - مهد : بفتح اول و سكون دوم تخت روان و گاهواره ( 5 ) - بيايد : فعل امر غايب ( 6 ) - مهم : كار بزرگ ، صفت جانشين موصوف ( 7 ) - غريو : بكسر اول و دوم بانگ و خروش ( 8 ) - او را : مراد « مرا » نقل قول غير مستقيم ( 9 ) - وى : مراد « تو » نقل قول غير مستقيم ( 10 ) - بود : باشد ( 11 ) - حرمها : بفتح اول و دوم پردگيان اندرون ، مجاز مرسل ، ذكر محل ( حرم ) و ارادهء حال